نا امیدانه زدم تکیه به دیوار حسرت

نا امیدانه زدم تکیه به دیوار حسرت *
نا امیدی نکشیدی که ببینی چه کشیدم*
دیدگاه ها (۲)

به دنیایی که مردانش به نامردی عصا از کورمی دزدند*من از خوش ب...

کنون که خون دل من ریخته شد به صومعه*گرم به باده بشویید حق بد...

خاطرات خیلی عجیب هستند....گاهی گریه میکنم به یاد روزهایی که:...

اگر از حوالی دلم گذشتی، آهسته رد شودلتنگی را با هزار بدبختی ...

سالها در غزلِ خویش دم از یار زدمرفتم و نامِ تو را در همه جا ...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_281حالا اینه رفتار پدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط