ما زندگی کردیم و ترسیدیم
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
در روزهای سرد پرتشویش
در ایستگاه متروی سرسبز
در ایستگاه متروی تجریش
ما عاشقی کردیم و جان دادیم
در کوچه های شهر بی روزن
در کافه های دوُر دانشگاه
در پله های سینما بهمن
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
ما زندگی کردیم و چک خوردیم
ما توی هر چاهی فرو رفتیم
ما توی هر شهری کتک خوردیم
مانند یک بارانِ بی موقع
در روزهای اول خرداد
مثل دوتا کبریتِ تب کرده
در پمپ بنزین امیر آباد
مانند یک خنیاگر غمگین
که از صدای ساز می ترسید
مثل کلاغ مرده ای بودیم
که دیگر از پرواز می ترسید
در روزهای سرد پرتشویش
در ایستگاه متروی سرسبز
در ایستگاه متروی تجریش
ما عاشقی کردیم و جان دادیم
در کوچه های شهر بی روزن
در کافه های دوُر دانشگاه
در پله های سینما بهمن
ما زندگی کردیم و ترسیدیم
ما زندگی کردیم و چک خوردیم
ما توی هر چاهی فرو رفتیم
ما توی هر شهری کتک خوردیم
مانند یک بارانِ بی موقع
در روزهای اول خرداد
مثل دوتا کبریتِ تب کرده
در پمپ بنزین امیر آباد
مانند یک خنیاگر غمگین
که از صدای ساز می ترسید
مثل کلاغ مرده ای بودیم
که دیگر از پرواز می ترسید
- ۲.۲k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط