{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را


#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۳)

گویند مگو #سعدی چندین سخن از عشقشمی‌گویم و بعد از من گویند ب...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد.عقل محتاط است. ترسان و لرز...

چه شادم به دوستیِ توکه مرا چنین دوستی دادخدا این دلِ مرا به ...

عاشقانه های شبنم

²² : ²²..نمی‌دانم چطور بگویَم.تو برای من هیچ نیستی، و در عین...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفـتــمبیست و نه ژو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط