{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زلال نگهت زود گذر کردم من

از زلال نگهت زود گذر کردم من
همه را گند زدم،زود هدر کردم من
هر چه از توست به آتش بکشاندم اما
دیر باز آمدم و دیر نظر کردم من
همه درد است برایم خفقان میسازد
دردهایم به کنار، از تو حذر کردم من
قصه آمد به سر و سر به سرت بودم کاش
ای سحر،بی تو چه شبها که سحر کردم من




این شعر رو یکی از دوستام برام گفته

مرسییییییی عزیزم
خیلی قشنگه
دیدگاه ها (۱۱)

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است زندگی کردن کنار کور و ک...

خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تن...

دریا هم که باشیگاهی در چارچوب خودت نمی گنجیسر می کوبی به صخر...

آنقدر عاشقانه برای خُــــــدا زندگی کنیم که خدا هم عاشقا...

جادویی عشق part 41 کلافه نفسم رو فوت کردم بیرون. به دلم افتا...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۷

(یک فنجان قهوه همراه با کیک کارامل) پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط