{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیست و دوم

پارت بیست و دوم
در آغوش زندان
ویو کوک
تو دفترم نشسته بودم که صدای در اومد
کوک:بیا تو
لیا:سلام کوک با من کار داشتی اخه یکی از بادیگاردات بهم زنگ زد گفت بیام
کوک:اره وایسا الان بهت میگم
کوک:ببین لیا خودت خوب میدونی که ما بدرد هم نمیخوریم و قرار نیست رابطمون خوب پیش بره
لیا:خب منظورت چیه(با نگرانی)
کوک:میخام ازت طلاق بگیرم
لیا:چی؟ حالت خوبه کوک؟ من دوست دارم نمیتونم (با بغض)
کوک:ولی لیا من دیگه نمیتونم باهات زندگی کنم رابطه ای که هیچ عشقی توش نیست به چه دردی میخوره؟
لیا:ولی کوک من دوست دارم دیگه چیکار میتونم بکنم که دوسم داشته باشه ها؟ (با گریه و صدای بلند)
کوک:من نمیتونم دوست داشته باشم نمیتونم میفهمی؟ (با عربده)
لیا :ولی کوک من نمیتونم نمیتونم طلاق بگیرم ازت من خيلی دوست دارم خیلی میفهمی؟
کوک:تو منو دوست داری ولی من یه نفره دیگه رو دوست دارم و نمیتونم این زندگی رو تحمل کنم
ویو نویسنده
کوک گوشیشو برمیداره و به بادیگاردش که بهش گفته بود برگه ی طلاق رو بیاره زنگ میزنه
کوک:الو کدوم گوری سریع برگه رو بیار تا نکشتمت(بلند میگه)
بادیگار:چشم رئیس دمه دره شرکتم(با ترس)
بادیگار سریع میاد بالا و دره اتاق کوک رو میزنه و برگه رو به کوک میده و میره
کوک:بیا اینجا رو امضا کن لیا
لیا که رو زمین افتاده بود گفت:نمیخوام نمیخام من دوست دارم(با گریه و عربده)
کوک با صدای بم و بلنده میگه:گفتم اینجا رو امضا کن
لیا که از صدای کوک میترسه با ترس و لرز از روی زمین پا میشه و خودکارو از کوک میگیره و با دسته لرزون امضا میکنه
لیا:کوک لطفا لطفا این کارو با من نک(با گریه و اروم)
کوک:لیا امروز چند نفرو میفرستم تا وسایلت رو به همراه جهیزیت رو برات بیارن(سرد)
لیا:با هق شه هق هق(گریه)
کوک:برو بیرون (سرد)
لیا با گریه میره بیرون...
دیدگاه ها (۰)

پارت بیست و سومدر آغوش زندان بعد از اینکه لیا میره کوک بادیگ...

پارت بیست و چهارمدر آغوش زندان جیمین:حالا که میدونی پس گمشو ...

پارت بیست و یکمدر آغوش زندان ویو نویسندهیک ماه از اون اتفاقا...

پارت بیستمدر آغوش زندان ویو جیمیناز دیشب که ته رو اوردیم تو ...

پارت ۷::ددی مافیای من::ا/ت: تهیونگ من دیگه نمیخوام انکار کنم...

فیک عشق دو مافیا پارت ۲۲

وقتی تو مدرسه اذیتت می کردپارت11رسیدم عمارتشون کم کم بچه ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط