{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷
::ددی مافیای من::

ا/ت: تهیونگ من دیگه نمیخوام انکار کنم من میخوام ازت طلاق بگیرم
تهیونگ: *عصبی شدم * چی چرا برای چی تو فکر کردی من تو رو طلاق میدم؟
ا/ت: من تو رو دیدم با اون منشیت ، من دیگه نمیتونم تحملت کنم
تهیونگ: یادم افتاد دایونو که میگفت اگه با زنت طلاق بگیری من زنت میشم ولی اگر نه نمیشه چون دوست ندارم با مردای متاهل رابطه داشته باشم * خب اگه اینو میخوای باشه فردا صبح همچیو اوکی میکنم فقط یه امضا کافیه**
پرش زمانی به فردا صبح
با ماشین خودم رفتم کای خواب بود پس گذاشتم بخوابه
تو ماشین یه خورده گریه کردم
ویو تهیونگ: ای باوا چرا دایون جواب تلفنمو نمیده
پرش زمانی بعد از اینکه طلاق گرفتیم از هم
هر کدوم رفتیم سوار ماشین خودمون شدیم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ددی مافیای منویو ا/ت: داشت بارون یه دفعه بوسه اولمونو ...

پارت:۶:از زبات ا/ت:سه سال گذشت و پسر کوچولومون بزرگتر شد زند...

سناریو اینوپی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط