{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همان روز اول

از همان روز اول
کتاب جغرافیا را دوست نداشتم
جغرافیا از فاصله ها میگفت
و من فهمیدم
تمام فاصله ها زیر سر اوست

#سیما_امیرخانی
دیدگاه ها (۱)

راس ساعت همیشگی در کافه ای که جان میدادمُ جان میگرفتی دل مید...

"عشق" باید؛پا به پا ی ما پیرشود...نه آنکه مابه پای عشق"پیر" ...

همه میگویند من از روزهای بی تو میترسم ! من اما از شب های بی ...

تبسّمت، نسیم رابه سمت آستانه ی لبخندهایم،آورده است !تا هر صب...

سنگدل 💔آخر این کتاب رو اصلا دوست نداشتم😥کاشکی قشنگتر تموم می...

⚓ زندگی لنگر می خواهد،،،،!!!!چیزی که آدم را سر جایش نگه دارد...

با یه دختره دوست بودم، سگش مرد،تا چهل روز ميگفت :مرسی كه هست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط