{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چچیشد ببخشید ببخشید داداش بیا تو بزار لباساتو عوض کنم

=چ..چیشد ببخشید ببخشید داداش بیا تو بزار لباساتو عوض کنم
ازم جدا شد رفتم تو اتاقش...کاملا برای یه بچه تقریبا پنج ساله خوب بود رفت سمت کمد لباس هاش
=کدومو دوست داری؟
-ل.. لازم ندارم..
=انبار خیلی یخه چجوری با تیشرت و شلوارک اونجا میمونی تو یه قفس؟

-ع..عادت..عادت کردم (لبخند)

=بیا...این لباسه رو مامانم برا سال بعدم خریده اندازت میشه خیلی گرم می‌کنه

ازش گرفتم یه کاپشن خیلی خز دار بود خنثی گفتم
-به هر حال مادر ازم میگیرتش...
=چ..چرا
-من که نباید حالم خوب باشه (خنده)
عین بچه ها گریه کرد
=این اصلا خنده ندارع (گریه)

-هی..هی اگه گریه کنی...اگه گریه کنی آقا...پدر منو آتیش می‌زنه لطفا آروم باش ببخشید
اشکاشو پاک کرد
=من نمیخوام تورو اذیت کنن داداش جونگکوک
-پس آروم باش...راستی تو رو این میخوابی؟
=ا..اره خیلی نرمه تختم

خوشبحالش خمیازه ای کشیدم که با هیجان ادامه داد
=میخوای تو هم روش بخوابی؟
-من...ن..نه لازم نیست،
=اونجا حموم هست اگه خواستی برو حموم بهت لباس میدم
-بلد نیستم خودمو بشورم
=منم بلد نیستم...وایستا من یه نقشه دارم
نیشخندی زدم..نیشخند زدنو از آقای جئون یاد گرفتم
-چه نقشه ای؟
=می‌دونستی من یه خدمتکار با وفا دارم که فقط مال خودمه.؟
-خوشبحالت..خب الان چه ربطی داره؟
=بهش میگم بیاد کمکت کنه

از خجالت قرمز شدم

-د..دختره؟



آنقدر حمایتا از اون پیجم خوب شد یه پارت هم هدیه میدم بهتون✨
دیدگاه ها (۳)

ویو جونگکوک جیمین خندید=نه-بهش میگی بیاد؟=اره وایستابدو بدو ...

https://wisgoon.com/yona_vpapبرای پارت بعد پستای جدیدشو به ۴...

(ادامه فلش بک)ویو جونگکوک گریه نمی‌کردم...نباید گریم می‌گرفت...

شرایط خیلی زیاد بود و واسه همون عوضش میکنمhttps://wisgoon.co...

کپشن برای فالورام لطفا نگاه کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط