{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها

این روزها
با طنابی که دور گردنم

مهر شده است

به هیچ کجا سفر نمی کنم

فقط گوشه ای کز می کنم

و ملافه ای سرد

روی بدنم پهن

کسی صدایم نمی زند؟

گنگ و خاموشم

آنقدر که از پچ و پچ

هیچ زنیکه ای سردرنمی آورم

من ،رقص مرگ را می چشم!!!!!
دیدگاه ها (۱)

مُـهم نیست که شانه هایَــت تجسم استو آغوشـت خیالهـمه یادت ای...

قَــهر مــیکُنــم تا مُحکمتــــر دستانَم را بگیــریـــــــــ...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

شیرین ترین سم مهلک است بوسه هایت و من.... چقدر دلم خودکشی می...

سفیر کبیر Grand Ambassador

جنبه نداری نخونویو ا.تجونگکوک تو چند ثانیه پرتم کرد رو تخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط