{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشانی از تو ندارم اما

نشانی از تو ندارم اما

نشانی ام را برای تو می نویسم

درعصرهای انتظار

به حوالی بی کسی قدم بگذار

خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن

کنار بید مجنون خزان زده

و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام

درکلبه را باز کن و

به سراغ بغض خیس پنجره برو

حریر غمش را کنار بزن

… مرا می یابی!!!!!
دیدگاه ها (۲)

این روزهابا طنابی که دور گردنممهر شده استبه هیچ کجا سفر نمی ...

مُـهم نیست که شانه هایَــت تجسم استو آغوشـت خیالهـمه یادت ای...

شیرین ترین سم مهلک است بوسه هایت و من.... چقدر دلم خودکشی می...

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته ا...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط