کم کم باورم می شود که برای تنها ماندن و با تنهایی زندگی ک

کم کم باورم می شود که برای تنها ماندن و با تنهایی زندگی کردن افریده شده ام
من زاده ی تنهایی ام
با تنهایی زیست میکنم...هیچگاه به آن عادت نکردم
بارها خواستم چشم هایم را روی حقایق تلخ زندگی ام ببندم
اما....
ادامه داشت...
خیلی وقت است آرزویی ندارم چون زره زره سوختن آرزوهایم را با چشم دیدم
من خیلی کم بچه بودم...حالا نباید انتظار داشته باشم گذشته دوره شود
از خودم متنفرم که دوست داشتم بزرگ شوم
من دیگر طاقت اتفاق بد دیگری را ندارم
چشم هایم را بستم
روی اشک هایی که اصرار دارند بریزند
روی بغضی که اگر کنترلش نکنم گلویم را می شکافد
روی دستان رنگ پریده و سردم
روی تنی که بی وقفه می لرزد
روی نفس هایی که هر لحظه میگیرد
چشمانم را بستم...ولی با چشم های بسته هم تنهایی را میبینم
آن را حس میکنم...و فقط و فقط میدانم که
خسته ام :)

#Arsham:)
دیدگاه ها (۹)

If you ever find yourself lost in the dark and you can't see...

همهـ معمولا یهـ دفهـ عاشقـ میشنـ اما بعضیا ریدنـ بهـ اینـ قا...

#fυ¢ĸ faĸe sмιle :)#fυ¢ĸ faĸe frιend :)#fυ¢ĸ faĸe life :)#fυ...

ID insta : arsham__d.rinja ziad nmitonm biam..bishtr instam:...

ا اوسی جوجوتسو کایزنم رو تغییر دادم نظرتون چیه تو سبک در اوم...

چپتر ۱۳ _ جدایی در تاریکیراهروی فرعی آرکانیوم در نور اضطراری...

_درخت باشم ... یک‌ گوشه ی این دنیای بزرگ افتاده باشم تنهای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط