{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*

*
یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با من
مِی از من و ساقی تو، پیمانه شدن با من

یک بوسه ز تو کافیست، آغوش نمیخواهم
یک جرعه فقط ساقی، میخانه شدن با من

تو تلخی این مِی را یک کاسه تحمل کن
شیرین چو لبهایت، دردانه شدن با من

باز حلقه مویت را، در باد رها کردی؟
از بند رهایم کن، شاهانه شدن با من

تا عطر تنت اینجاست نبضم به تو وابسته ست
با بوی نفسهایت، جانانه شدن با من

چون نورِ حضورت هست این باغچه با من گفت :
یک غنچه ز تو کافیست، گلخانه شدن با من

صد دانه ی این تسبیح، یک جمله به من میگفت:
یک بار تو عاشق شو، یکدانه شدن با من

گر روزی گذر کردی بر تربتِ "قربانی"

یک بار زیارت کن رندانه شدن با من
دیدگاه ها (۱)

آمدم در عمق چشمانت،تماشایت کنم !با نگاهی عاشقانه، بلکه شیدای...

✘ﺗــــﻨــــﻬﺎ ﺑﻮﺩﻡ.. ↙ﭼــــــﻮﻥ ﮐــــﺴﯽ ﺭﻭ ﭘﯿـــــــــــﺪﺍ ﻧ...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

کاش خطی بنویسی و دلم باز شودکاش اصلا برسی از در و آغاز شودعش...

نقش ِچشمان ِخمارت،چه كشيدن داردسايه ساران ِدو زلفت،چه لميدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط