{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزها به انتظار کلامی از تو شب شد...

روزها به انتظار کلامی از تو شب شد...
نه آمدی...نه ماندی...نه رفتی...
چرا...سالهاست که رفته ای ...
اما این درد عمیق مرا هنوز که هنوز است رها نکرده...
نمیدانم چرا رفتی
و تو … بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا ؟! تا کی ؟! برای چه ؟!
ولی رفتی …
بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی‌ دانه برمیداشت
تمام بالهایش غرق اندوه غربت شد
بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود‌
من بی تو هزاران بار در لحظه مردم…
من هنوز هم پشت همان پنجره ای که رو به هوایت باز میشد منتظر نشسته ام ...
منتظر نشسته ام تا تنها یک نفس از هوایی که تو نفس میکشی را استشمام کنم...
اما تو نیستی ...
دیدگاه ها (۲۹)

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

...My evil angel ...پارت ²🪽🔥 فصل سومبرادر گمشده...دروازه‌های...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵²اما در یک لحظه...م...

بعدازرفتنت یه قلب دریایی ترک برداشت، ، بعدازرفتنت رسم نوازش ...

هنوز هم پس از سالها چشمانم پی چیزی می گردد،پی خیال گمشده ای ...

بعدازرفتنت یه قلب دریایی ترک برداشت، ، بعدازرفتنت رسم نوازش ...

وبعدازرفتنتشبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورابالهجه ی گ...

وبعدازرفتنتشبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورابالهجه ی گ...

وبعدازرفتنتشبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورابالهجه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط