گرچه بد رفتی

گرچه بد رفتی
و بد کردی
و بد خواهم دید
گرچه با خون خودم،
پشت دلم داغ زدید
با توام ای خطِ ابرویِ کجِ در تهدید
باز با این همه هر وقت
غمی شیهه کشید
من همین نبش چنار و چمنم
فکر نکن...

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p89وقتی از باغ برگشتن، هوای قلعه بوی نون...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

🖤 تک‌پارتی: «تو خواهرمی... پس چرا؟»ژانر: عاشقانه، درام، حساد...

پارت : ۱۳ ویو me:ا.ت و جیمین از حموم اومدن بیرون و لباس پوشی...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

دختر و پارتی

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

به محض اینکه پسر از در کافه بیرون رفت و سایه‌اش ناپدید شد، د...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت آخرنیمه‌شب بود و جونگ‌کوک هنوز به...

{محکوم به لمس } part ۲۵ 杂交种با بلند شدن تعظیم کرده بیرون رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط