سناریو
سناریو
وقتی با لباس باز میری پارتی و اونا میفهمن چون بدون اجازشون رفتی
نامجون ــ اتتت خودتتت بگوو چیکارتت کنممم ( با عربده)
ات ـــ ببخشید نامی 😭
نامجون ــ الکی گریه نکن واسه من و رفت لباسو گرفت و از وسط پاره کرد
جین ـــ تو چطور جرعت کردی همچین لباسی رو بپوشی 😡
ات ــ ببخشید دیگه تکرار نمیشه 😭
جین ــ که تکرار نمیشه ورفت لباسو برداشت و آتیش زد
شوگا ــ اتتتتتتتت ( با عربده ای که کله خونه لرزید )
ات داشت از ترس میلرزید
شوگا ـــ تووو گوه خوردی همچین لباسیو پوشیدی اصلا تو گوه خوردی بدون اجازه من رفتی تو اون جهنم دره جرت میدم ات باورکن جرتت میدمممم ( داد) 😡
جیهوپ ـــ چون از واکنشش میترسیدی به خودش گفتی که میخوای بری و اونم باهات اومد و لباس مناسبی پوشیده وبدی ت عصبی نشه
جیمین ــ اصلا نذاشت برسی پرتت کرد تو اتاق و انداختت رو تخت لباسو تو تنت جر داد و خودتم تا صبح به دستش جر رفتی 😁🥰
تهیونگ ـــ ات ( خونسرد)
ات ــ ببخشید تهیونگ غلط کردم (ترس)
تهیونگ ــ نه اتفاقا کار خوبی کردی ( مرموز)
ات ــ چییی؟! (تعجب)
تهیونگ ــ منو مصمم تر کردی که تا صبح جرت بدم و کاری کنم تا یک ماه راه نری 😡
جونگکوک ـــ به به میبینم که خانم جئون به حرف ددیش گوش نکرده و رفته پارتی اونم با چه لباسی 😡 (عصبی ولی مرموز )
ات ــ ببخشید غ غلط کردم 😭
جونگکوک ــ انتخاب کن ۱۰۰ راند یا ۷۰ راند
ات ـــ چیی نه نه توروخدا ددی 😭😭
جونگکوک ـــ پس ۱۰۰ راند اوکی و اومد سمتت براید بلندت کردو انداختت رو تخت و تا صبح به فاخ رفتی 🥰😁
وقتی با لباس باز میری پارتی و اونا میفهمن چون بدون اجازشون رفتی
نامجون ــ اتتت خودتتت بگوو چیکارتت کنممم ( با عربده)
ات ـــ ببخشید نامی 😭
نامجون ــ الکی گریه نکن واسه من و رفت لباسو گرفت و از وسط پاره کرد
جین ـــ تو چطور جرعت کردی همچین لباسی رو بپوشی 😡
ات ــ ببخشید دیگه تکرار نمیشه 😭
جین ــ که تکرار نمیشه ورفت لباسو برداشت و آتیش زد
شوگا ــ اتتتتتتتت ( با عربده ای که کله خونه لرزید )
ات داشت از ترس میلرزید
شوگا ـــ تووو گوه خوردی همچین لباسیو پوشیدی اصلا تو گوه خوردی بدون اجازه من رفتی تو اون جهنم دره جرت میدم ات باورکن جرتت میدمممم ( داد) 😡
جیهوپ ـــ چون از واکنشش میترسیدی به خودش گفتی که میخوای بری و اونم باهات اومد و لباس مناسبی پوشیده وبدی ت عصبی نشه
جیمین ــ اصلا نذاشت برسی پرتت کرد تو اتاق و انداختت رو تخت لباسو تو تنت جر داد و خودتم تا صبح به دستش جر رفتی 😁🥰
تهیونگ ـــ ات ( خونسرد)
ات ــ ببخشید تهیونگ غلط کردم (ترس)
تهیونگ ــ نه اتفاقا کار خوبی کردی ( مرموز)
ات ــ چییی؟! (تعجب)
تهیونگ ــ منو مصمم تر کردی که تا صبح جرت بدم و کاری کنم تا یک ماه راه نری 😡
جونگکوک ـــ به به میبینم که خانم جئون به حرف ددیش گوش نکرده و رفته پارتی اونم با چه لباسی 😡 (عصبی ولی مرموز )
ات ــ ببخشید غ غلط کردم 😭
جونگکوک ــ انتخاب کن ۱۰۰ راند یا ۷۰ راند
ات ـــ چیی نه نه توروخدا ددی 😭😭
جونگکوک ـــ پس ۱۰۰ راند اوکی و اومد سمتت براید بلندت کردو انداختت رو تخت و تا صبح به فاخ رفتی 🥰😁
- ۱۱۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط