سناریو
سناریو
وقتی رو مبل نشسته و تو فکره و میری دم گوشش جیغ میزنی واکنششون ( د مگه مرض داری بچه) 😁
نامجون ــ یا خدااااااا
ات ـــ در حال خندیدن 🤣🤣🤣
نامجون ـــ عه الان بخند بخند که نوبت منم میرسه. (با لحن مرموز)
جین ـــ چرا دم گوش هندسام من جیغ میزنی با ان صدات
ات ـــ اولن دوس دارم دومن مگه صدای من چیهه 🔪🤨
جین ــ ها هیچی صدات خیلیم قشنگه 😁
شوگا ــ خب الان که چی
ات ـــ وا یعنی نترسیدی 😳
شوگا ــ نه واس چی باید بترسم (واینگونه شوگای شجاع ما ات را ضایع کرد)
جیهوپ ـــ جیغغغغغغغغغغ
ات ـــ جیغغغغغغغغ
جیهوپ ـــ جیغغغغغغغغغغ
ات جیغغغغغغغغغغ
و اینگونه بود که حنجره شان داغان شد 😁🤣
جیمین ــ واییی ترسیدمم
ات ـــ حقته
جیمین ـــ که حقمه اره. و اومد سمتت انداختت روو مبل و شروع کرد قلقلک دادنت
ات ــ واییی 🤣🤣 جیمین بسهههه 🤣🤣🤣 آییی دلم درد گرفت جیمین 🤣🤣
تهیونگ ــ ات ( با اخم)
ات ــ بله
تهیونگ ـــ این چه کاری بود
ات ــ خب شوخی کردم
تهیونگ ـــ کارت زشت بود اگه سکته میکردم چی.( خدا نکنه دو ازجون)
ات ــ ببخشید
تهیونگ ـــ تکرار نشه. ات ــــ چشمم
جونگکوک ـــ ببینم امشب رو تختم همینجوری جیغ میزنی یا نه 😈
ات ــ چی 😳
جونگکوک ـــ همون که شنیدی
ات ـــ نه نه ببخشید
جونگکوک ـــ دیگه دیره و ات رو برد تو اتاقو کلاغا خبر اوردن ات از بس جیغ زد حنجرش پاره شد 😁😁
وقتی رو مبل نشسته و تو فکره و میری دم گوشش جیغ میزنی واکنششون ( د مگه مرض داری بچه) 😁
نامجون ــ یا خدااااااا
ات ـــ در حال خندیدن 🤣🤣🤣
نامجون ـــ عه الان بخند بخند که نوبت منم میرسه. (با لحن مرموز)
جین ـــ چرا دم گوش هندسام من جیغ میزنی با ان صدات
ات ـــ اولن دوس دارم دومن مگه صدای من چیهه 🔪🤨
جین ــ ها هیچی صدات خیلیم قشنگه 😁
شوگا ــ خب الان که چی
ات ـــ وا یعنی نترسیدی 😳
شوگا ــ نه واس چی باید بترسم (واینگونه شوگای شجاع ما ات را ضایع کرد)
جیهوپ ـــ جیغغغغغغغغغغ
ات ـــ جیغغغغغغغغ
جیهوپ ـــ جیغغغغغغغغغغ
ات جیغغغغغغغغغغ
و اینگونه بود که حنجره شان داغان شد 😁🤣
جیمین ــ واییی ترسیدمم
ات ـــ حقته
جیمین ـــ که حقمه اره. و اومد سمتت انداختت روو مبل و شروع کرد قلقلک دادنت
ات ــ واییی 🤣🤣 جیمین بسهههه 🤣🤣🤣 آییی دلم درد گرفت جیمین 🤣🤣
تهیونگ ــ ات ( با اخم)
ات ــ بله
تهیونگ ـــ این چه کاری بود
ات ــ خب شوخی کردم
تهیونگ ـــ کارت زشت بود اگه سکته میکردم چی.( خدا نکنه دو ازجون)
ات ــ ببخشید
تهیونگ ـــ تکرار نشه. ات ــــ چشمم
جونگکوک ـــ ببینم امشب رو تختم همینجوری جیغ میزنی یا نه 😈
ات ــ چی 😳
جونگکوک ـــ همون که شنیدی
ات ـــ نه نه ببخشید
جونگکوک ـــ دیگه دیره و ات رو برد تو اتاقو کلاغا خبر اوردن ات از بس جیغ زد حنجرش پاره شد 😁😁
- ۱۱۶
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط