{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیراز و می‌گن نازِ واسی آُفتو جِنگِش قلبارو گِرِین می‌زنه

شیراز و می‌گن نازِ واسی آُفتو جِنگِش قلبارو گِرِین می‌زنه به هم تیرشه‌ی تِنگِش بلبل تو کوچا، تو پس کوچا غزل می‌خونه شعروی ترِ‌حافظ می‌چکه از سرِ چِنگِش عطر گل یاسم و نسترن، بهار نارنج هی سر میکشه از تو خونوی واز وِلِنگِش این جان که اگر چِش تو چِشای هیکی بودوزی ساز دِلشو می‌شنُفی از جِلِنگ جِلِنگِش اینجان که با فوتِ کاسه‌گری، امرو و فردو تام پات می‌سره دنبال دختروی زبرو زِِرِنگِش اَگ دختر همسایه‌ی دیوار به دیوار، ‌لیم لیم دیوارک زد تو بدو بزن پلنگِش!! قلبای پیزِری نیس تو سینه‌ی مردم شیراز تو بیخودی ریشمیز بزنه تو درز و دِنگِش دنیا رو تی پس می‌گشت سمندر از شهر چه خبر! قربون اون آفتاب جِنگِش
دیدگاه ها (۴)

***     جینگ جینگ ساز بیارو از بالی شیراز بیار   سوریا گویید...

نمی دانم کجا بیابمتنمی‌دانم چگونه بجویمتاما صدایی را می‌شنوم...

خوشا شیراز و وضع بی​مثالش خداوندا نگه دار از زوالشز رکن آباد...

ای شاه سوار ملک هستیسلطان خرد به چیره دستیای ختم پیمبران مرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط