{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکـــــــایت من…

حکـــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود
اما قایقــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید
اما ضجـــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیــــــد…
گریه کرد اما.... اشک نریخـــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــه…
پر از فریاد بود
اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنــــــود…
دیدگاه ها (۱)

😂 😂 😂 😂

😂 😂 😂 😂

😂 😂 😂 ✋ ✋

😂 😂 😂 😂

خاطره‌ای خیس از ناگفته‌ها دیشبآن جاده‌ی طولانی دوبارهاز وسط ...

چند پارتی درخواستی

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط