{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوخت

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوخت
ای کــه بـی عـذر و خـطایی جگــرم سوزاندی

گفتــه بــودم کــه طبـیب دل بیمــار منی
لااقــل بهــر مــداوای دلــم مـی مــانــدی

بـه تـو گفتم که اعـوذ بک ای بی انصاف
به پناه آمده بودم _ ولی از خود رانـدی

من غزل گوی تو بودم _ تو ولی شعر مرا
ای خدا ..آه .. برای چه کسی می خواندی؟

رفــتنت زلـزلــه ای بــود کـه ویـرانـم کرد
همچــنان اَرگ ، سـراپــای مـرا لــرزانــدی
دیدگاه ها (۴)

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوختای کــه بـی عـذر و خـطایی ج...

بی تو من یک عمر بارانی تر از باران شدمپشت یک لبخند غمگین دائ...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شَبه آمدی،، وُ در دل...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ در...

تو چه کردی که دلم را به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی وُ در دلم...

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندییک شـَبـه آمـدی،، وُ د...

کاش لااقل کمی بیشتر میمآندی و مرا ما بینِ این حجم از غم رها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط