{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوخت

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوخت
ای کــه بـی عـذر و خـطایی جگــرم سوزاندی

گفتــه بــودم کــه طبـیب دل بیمــار منی
لااقــل بهــر مــداوای دلــم مـی مــانــدی

بـه تـو گفتم که اعـوذ بک ای بی انصاف
به پناه آمده بودم _ ولی از خود رانـدی

من غزل گوی تو بودم _ تو ولی شعر مرا
ای خدا ..آه .. برای چه کسی می خواندی؟

رفــتنت زلـزلــه ای بــود کـه ویـرانـم کرد
همچــنان اَرگ ، سـراپــای مـرا لــرزانــدی
دیدگاه ها (۴)

به سادگیِ زن‌ها نگاه نکنزن‌ها ساده دل می‌بندندساده می‌گذرندس...

دوست خوبمون نرگس میگه:یک نفر هست که همیشه هوایِ بیقراری ام ر...

ﺭﺍﺡ ﺍﺫﺏ ﺍﻟﻤﺴﺘﺤﻪ ﻛﻠﺶ ﻭﺍﺟﻴﻚﺧﻞ ﺍﻧﺎﻡ ﺑﺼﻔﻚ ﺍﻓﺴﺤﻠﻲ ﺍﻟﻤﺠﺎﻝﺍﻧﻪ ﻭﺍﻧﺘﻪ...

گفته بودم شهریارت می شوم امّا مگربی ثریّا می شود شد شهریار ،...

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط