تا خدا فاصله ای نیست بیا با هم از غربت این نادانی
تا خدا فاصله ای نیست بیا با هم از غربت این نادانی
سوی اندیشه ادراک افق
مثل یک مرغ غریب
لحظه ای پر بزنیم
کاش میشد همه سطح پر از روزن دل
بستر سبز علف های مهاجر میشد
یا همان فهم عجیب گل سرخ
یا همین پنجره گرد غروب
تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس
ببرد تا خود آرامش احساس پر از فهم وصال!
سوی اندیشه ادراک افق
مثل یک مرغ غریب
لحظه ای پر بزنیم
کاش میشد همه سطح پر از روزن دل
بستر سبز علف های مهاجر میشد
یا همان فهم عجیب گل سرخ
یا همین پنجره گرد غروب
تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس
ببرد تا خود آرامش احساس پر از فهم وصال!
- ۱.۶k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط