بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت دوم :
آورده او بخش قابل توجهی از عمر، انرژی، فضایل، معلومات، کمالات، هنر و ذوقش برای سود بیشر صاحب سرمایه یا شرکت می باشد و در عوض ماهانه چند صد هزار تومان میگیرد و این داد و ستد را ابطال و یا اتلاف عمر نمیبیند، اما مشارکت خود در زندگی و نقش آفرینی در حیات فردی و اجتماعی بشری را سبک شمرده و ابطال عمر میبیند! چرا؟ چون 4 سال دانشگاه رفته و در یک رشتهای مدرکی اخذ کرده است!
این تعریف، نگاه،ارزشگزاری و هدفمندی، حتی برای مردان که مکلف و موظف به تأمین معاش برای همسر، اولاد و خانواده هستند نیز نتیجهای جز اتلاف عمر ندارد، چه رسد به زنان.
بلکه اگر تحصیل، اشتغال، کسب معاش، رفاه و ....را وسیله برای تحقق اهداف والاتر دید، این تحصیل، کار و تلاش نیز ارزشمند میگردد.
مشکل بزرگ دختران و زنان جامعه امروز ما، همین نگاه غلط به عرصههای زندگی و تعریف غلط از خود، جایگاه، استعدادها و بالتبع تکالیف و مسئولیت های خطیر شان است.
دختر تا دیپلم ازدواج نمیکند که هنوز زود است؛ پس از دیپلم، دانشگاه به عنوان شاخصه رشد و ارزش القا شده است، پس باز ازدواج نمیکند که می خواهد در آزمون شرکت کرده و به دانشگاه رود. پس از ورود به دانشگاه ازدواج نمیکند که فعلاً در حال تحصیل است و ازدواج او را گرفتار نموده و نمی تواند حتی کارشناسی را به پایان برساند، چه رسد به ادامه تحصیل. پس از اخذ کارشناسی (24 یا 25 سالگی)، دیگر نه از شور، نشاط و امکانات جوانی برای ازدواج برخوردار است و نه اصلاً خواستگار مطلوبی دارد. اگر توفیق یار باشد و ازدواج کند نیز به این فکر فرو میرود که اگر در بیرون از خانه اشتغال نداشته باشد، تحصیلاتش به هدر رفته و اگر همسری و مادری کند، عمرش تلف شده است!
به فرض که شوهر رضایت داد و او سر کار رفت، اگر خودش و محیط کارش، صاحب کار و همکارانش همگی سالم باشند، باید تمامی معلومات، استعدادها، انرژیها، هنرها، ذوقهای انسانی و ویژگیهای زنانه خود به غیر از غریزه و شهوت جنسی را به خاطر سود بیشتر شرکت به مشارکت بگذارد، اما مشارکت در زندگی مشترک را اتلاف و ابطال عمر میخواند.
زن سالم، از روزی که در محیطی سالم مشغول به کار میشود، باید باب طبع صاحب کار، محیط و مشتری بپوشد، راه برود، حرف بزند، بخندد، ظرافت به خرج دهد و کار کند. به خانه هم که آمد، ته مانده انرژی خود را باید متوجه کار فردایش بکند. ساعات خواب، بیداری، تغذیه و دور هم نشستن خود، همسر و فرزندان را با ساعات کار در شرکت، حضور و غیاب و فرمایشات صاحب کار تنظیم کند،(پایان)(ص 1)
پاسخ قسمت دوم :
آورده او بخش قابل توجهی از عمر، انرژی، فضایل، معلومات، کمالات، هنر و ذوقش برای سود بیشر صاحب سرمایه یا شرکت می باشد و در عوض ماهانه چند صد هزار تومان میگیرد و این داد و ستد را ابطال و یا اتلاف عمر نمیبیند، اما مشارکت خود در زندگی و نقش آفرینی در حیات فردی و اجتماعی بشری را سبک شمرده و ابطال عمر میبیند! چرا؟ چون 4 سال دانشگاه رفته و در یک رشتهای مدرکی اخذ کرده است!
این تعریف، نگاه،ارزشگزاری و هدفمندی، حتی برای مردان که مکلف و موظف به تأمین معاش برای همسر، اولاد و خانواده هستند نیز نتیجهای جز اتلاف عمر ندارد، چه رسد به زنان.
بلکه اگر تحصیل، اشتغال، کسب معاش، رفاه و ....را وسیله برای تحقق اهداف والاتر دید، این تحصیل، کار و تلاش نیز ارزشمند میگردد.
مشکل بزرگ دختران و زنان جامعه امروز ما، همین نگاه غلط به عرصههای زندگی و تعریف غلط از خود، جایگاه، استعدادها و بالتبع تکالیف و مسئولیت های خطیر شان است.
دختر تا دیپلم ازدواج نمیکند که هنوز زود است؛ پس از دیپلم، دانشگاه به عنوان شاخصه رشد و ارزش القا شده است، پس باز ازدواج نمیکند که می خواهد در آزمون شرکت کرده و به دانشگاه رود. پس از ورود به دانشگاه ازدواج نمیکند که فعلاً در حال تحصیل است و ازدواج او را گرفتار نموده و نمی تواند حتی کارشناسی را به پایان برساند، چه رسد به ادامه تحصیل. پس از اخذ کارشناسی (24 یا 25 سالگی)، دیگر نه از شور، نشاط و امکانات جوانی برای ازدواج برخوردار است و نه اصلاً خواستگار مطلوبی دارد. اگر توفیق یار باشد و ازدواج کند نیز به این فکر فرو میرود که اگر در بیرون از خانه اشتغال نداشته باشد، تحصیلاتش به هدر رفته و اگر همسری و مادری کند، عمرش تلف شده است!
به فرض که شوهر رضایت داد و او سر کار رفت، اگر خودش و محیط کارش، صاحب کار و همکارانش همگی سالم باشند، باید تمامی معلومات، استعدادها، انرژیها، هنرها، ذوقهای انسانی و ویژگیهای زنانه خود به غیر از غریزه و شهوت جنسی را به خاطر سود بیشتر شرکت به مشارکت بگذارد، اما مشارکت در زندگی مشترک را اتلاف و ابطال عمر میخواند.
زن سالم، از روزی که در محیطی سالم مشغول به کار میشود، باید باب طبع صاحب کار، محیط و مشتری بپوشد، راه برود، حرف بزند، بخندد، ظرافت به خرج دهد و کار کند. به خانه هم که آمد، ته مانده انرژی خود را باید متوجه کار فردایش بکند. ساعات خواب، بیداری، تغذیه و دور هم نشستن خود، همسر و فرزندان را با ساعات کار در شرکت، حضور و غیاب و فرمایشات صاحب کار تنظیم کند،(پایان)(ص 1)
- ۹۹۳
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط