{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد

نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد
نشد...نشد گل من! باغبان اجازه نداد

برای بودن با هم خودت که می دانی
جهان به هیچ یک از عاشقان اجازه نداد

درخت بودم و می خواستم پرنده شوم
زمین قبول نکرد آسمان اجازه نداد

چه حرف های بزرگی که در دلم خشکید
ولی نشد که بگویم..دهان اجازه نداد

دو گام مانده به آغاز آن مسافت سبز
خطای راوی این داستان اجازه نداد

قطار عشق کسی را به مقصدی نرساند
همیشه حادثه ای ناگهان اجازه نداد

تو عاشقانه ترین ماجرای عمر منی
اگر تو را نسرودم زمان اجازه نداد
دیدگاه ها (۴۲)

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

نشد که با تو بمانم جهان اجازه ندادنشد...نشد گل من! باغبان اج...

نشد که با تو بمانم جهان اجازه ندادنشد...نشد گل من! باغبان اج...

نشد کـه با تـو بمـانم فلک اجازه ندادنشد نشد گُلِ من، باغبـان...

عیار مجلس سنجیده خواهد شد!⁣⁣🔹 تقریبا ۱۳سال و ۲روز پیش، یعنی...

من هم می‌خواهم شمع روشن کنم! یک جانباز مشهدیمی‌خواهم در تجمع...

کریم رجب زاده شاعر لاهیجانی

مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتندهمه ارباب مقاتل به تفاهم گفت...

حسن روشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط