{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک... "مهربان خدایم دوستت دارم
دیدگاه ها (۳)

ای فقیر: دل تو ماننددیگ است وزبان مانندکفگیرچون هرچه درد...

قربون کبوترای حرمت امام رضا دوست دارم صدات کنم توهم منوصدا ک...

این شنیدستم که پیری پاک باز همسفر شد با فقیری بند باز کرد...

پرسید:کدام راه نزدیکتراست؟ گفتم :به کجا؟ گفت :به خلوتگه دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط