ادامه
ادامه
خب دیگه خودتون تصور کنید شب رمانتیکشون چجور بود
ویو صبح:
نامجون: از خواب بیدار شدم دیدم ات خیلی ناز تو بغلم لخت خوابیده
دیشب خیلی درد کشید و کلی انرژی از دست داد پس رفتم براش یه صبحونه
مقوی درست کنم
داشتم صبحونه رو آماده میکردم که دستم خورد به نمکدون و افتاد شکست
وای ات الان بیدار میشه بدون صدای بیشتر داشتم تمیز میکردم روی کاشی رو
ات: با صدای شکستن چیزی از خواب بلند شدم دیدم نامی کنارم نیست
پس حتما کاره خودشه
بلند شدم رفتم آشپزخونه که دیدم بله گند زده هاشو داره تمیز می کنه
نامجون: ات ببخشید از خواب بیدارت کردم و نمکدونم شکستم
ات: اشکال نداره ددی فدا سرت و رفتم بغلش کردم
نامجون: دوست دارم زندگیم ❤
چطور بود؟
خب دیگه خودتون تصور کنید شب رمانتیکشون چجور بود
ویو صبح:
نامجون: از خواب بیدار شدم دیدم ات خیلی ناز تو بغلم لخت خوابیده
دیشب خیلی درد کشید و کلی انرژی از دست داد پس رفتم براش یه صبحونه
مقوی درست کنم
داشتم صبحونه رو آماده میکردم که دستم خورد به نمکدون و افتاد شکست
وای ات الان بیدار میشه بدون صدای بیشتر داشتم تمیز میکردم روی کاشی رو
ات: با صدای شکستن چیزی از خواب بلند شدم دیدم نامی کنارم نیست
پس حتما کاره خودشه
بلند شدم رفتم آشپزخونه که دیدم بله گند زده هاشو داره تمیز می کنه
نامجون: ات ببخشید از خواب بیدارت کردم و نمکدونم شکستم
ات: اشکال نداره ددی فدا سرت و رفتم بغلش کردم
نامجون: دوست دارم زندگیم ❤
چطور بود؟
- ۲۲.۱k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط