{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه

خب دیگه خودتون تصور کنید شب رمانتیکشون چجور بود


ویو صبح:

نامجون: از خواب بیدار شدم دیدم ات خیلی ناز تو بغلم لخت خوابیده

دیشب خیلی درد کشید و کلی انرژی از دست داد پس رفتم براش یه صبحونه
مقوی درست کنم
داشتم صبحونه رو آماده میکردم که دستم خورد به نمکدون و افتاد شکست
وای ات الان بیدار میشه بدون صدای بیشتر داشتم تمیز میکردم روی کاشی رو

ات: با صدای شکستن چیزی از خواب بلند شدم دیدم نامی کنارم نیست
پس حتما کاره خودشه
بلند شدم رفتم آشپزخونه که دیدم بله گند زده هاشو داره تمیز می کنه

نامجون: ات ببخشید از خواب بیدارت کردم و نمکدونم شکستم

ات: اشکال نداره ددی فدا سرت و رفتم بغلش کردم

نامجون: دوست دارم زندگیم ❤


چطور بود؟
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو بی تی اس درخواستی یکم مناسب نیست دیگه گفتم بدونیدوقتی...

سناریو بی تی اس ادامه قبلیجیمین: ات این دشمنی رو پدر من و تو...

دوپارتی نامجون درخواستی ات: شب ساعت هشته نامی دو روز مرخصی گ...

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

نام فیک: عشق مخفیPart: 37ویو ات*رفتم توی اتاقمو درو بستمو پش...

# عشق زیبای منPart7ات و جونگ کوک داخل رفتن و ات چندتا لیوان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط