☘️طلوع شب!
☘️طلوع شب!
در عهد نظام اسلامی، وقت تنگ بود. ادم در محضر استفاده و کارگر در شُرف استغاثه بود. چنان که کارگر طلافروشی میکرد؛ و متاعش را مفت میفروخت به کارفرما و در ازایش دستمزد میگرفت. وضعیتی بخور و بمیر؛ متفق با نیستی و متعهد به هستی. مانیفستِ گذشته، کار کشیدن از آدمی و وعدهی آینده، بیکاری کشیدن در پل کمربندی است. الحمدللهِ عَلیٰ ما هَدانا...
زندگی در کنار خود، دیگر تحفهی درویشی نیست، بلکه توفیقی اجباری است. از همین رو، فضای واقعی و زیستِ انضمامیِ ما را، به دروغ فضای مجازی مینامند. اینجا جهانی است که خورشید در آن تعریف نشده و شب همان روز است. لاجرم از تلنگر هایش مطلقا غریق دردیم، اما تیر نمیکشیم. چنانکه در محضر آب، نمیخوابیم اما خمیازه میکشیم.
فوکوس کن روی تصویر. به عبارتی فوکوس کن روی خودت. اگر ببینی؛ نشستهایم در کنار قاب.
بسم الله... برویم در فضا. محو در طلوع شب. صدای جیرجیرک ها به آمبیانسِ محیط اضافه شده. این، خروس خوانِ ماست. بَه به این منظره. سر و کلهی ستاره ها هم دارد پیدا میشود و نسیم، موج میاندازد به جانِ اینجا. انگار نه انگار همین چند ساعت پیش، اکیپ میلولید در مکان. گویا ملت میآید برای زیارتِ زمان. و حالا فقط نور چراغ قوهایِ طرف مقابل پیداست. آدمی همین است. سرگرمی من هم همین است، که مثل بچه های ایران بازی کنم. کِلَش آوْ لَشْ. البته در ظِل فلش..☘️
https://wisgoon.com/mahdiar_h_n
❤️پ.ن:متن با توجه به اسلاید سوم از آقا مهدیار...نظری و یا ایرادی اگه بنظرتون داره کامنت کنید...انجمن نویسندگان پرواز❤️
#انجمن_نویسندگان_پرواز
#مهدیار
در عهد نظام اسلامی، وقت تنگ بود. ادم در محضر استفاده و کارگر در شُرف استغاثه بود. چنان که کارگر طلافروشی میکرد؛ و متاعش را مفت میفروخت به کارفرما و در ازایش دستمزد میگرفت. وضعیتی بخور و بمیر؛ متفق با نیستی و متعهد به هستی. مانیفستِ گذشته، کار کشیدن از آدمی و وعدهی آینده، بیکاری کشیدن در پل کمربندی است. الحمدللهِ عَلیٰ ما هَدانا...
زندگی در کنار خود، دیگر تحفهی درویشی نیست، بلکه توفیقی اجباری است. از همین رو، فضای واقعی و زیستِ انضمامیِ ما را، به دروغ فضای مجازی مینامند. اینجا جهانی است که خورشید در آن تعریف نشده و شب همان روز است. لاجرم از تلنگر هایش مطلقا غریق دردیم، اما تیر نمیکشیم. چنانکه در محضر آب، نمیخوابیم اما خمیازه میکشیم.
فوکوس کن روی تصویر. به عبارتی فوکوس کن روی خودت. اگر ببینی؛ نشستهایم در کنار قاب.
بسم الله... برویم در فضا. محو در طلوع شب. صدای جیرجیرک ها به آمبیانسِ محیط اضافه شده. این، خروس خوانِ ماست. بَه به این منظره. سر و کلهی ستاره ها هم دارد پیدا میشود و نسیم، موج میاندازد به جانِ اینجا. انگار نه انگار همین چند ساعت پیش، اکیپ میلولید در مکان. گویا ملت میآید برای زیارتِ زمان. و حالا فقط نور چراغ قوهایِ طرف مقابل پیداست. آدمی همین است. سرگرمی من هم همین است، که مثل بچه های ایران بازی کنم. کِلَش آوْ لَشْ. البته در ظِل فلش..☘️
https://wisgoon.com/mahdiar_h_n
❤️پ.ن:متن با توجه به اسلاید سوم از آقا مهدیار...نظری و یا ایرادی اگه بنظرتون داره کامنت کنید...انجمن نویسندگان پرواز❤️
#انجمن_نویسندگان_پرواز
#مهدیار
- ۱۰.۲k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط