جالبه بخونید
جالبه بخونید
گفت: پسرها چقدر چشم ناپاک شده اند …
یک بار پشت سرش راه افتادم …
در کوچه اول ، پسر جوانی ایستاده بود !
تا نگاهش به او و مانتوی تنگش افتاد
نیشخندی زد و به سر تا پای اندام دختر خیره شد …
همان پسر ، وقتی من از جلویش عبور کردم …
سرش را پایین انداخت و سرگرم گوشی موبایلش شد !
در کوچه دوم که کمی هم تنگ بود …
چند پسر در حال حرف زدن و بلند بلند خندیدن بودند
دختر که نزدیکشان شد ، نگاه ها همه سمت اندام …
و موهای بلند دخترک چرخید.
یکی از پسر ها نیشخندی زد
و دیگری کاغذی را در کیف دختر انداخت.
تنه دختر ، هنگام عبور از آن کوچه تنگ به تنه پسر ها خورد !
همان پسر ها ، وقتی من نزدیک شدم …
راه را برای عبور من باز کردند و صدایشان را پایین آوردند.
و همینطور در کوچه سوم ، خیابان ، بازار و...❌اصلا قبول چشم ها همه ناپاک⬅اما توچرا با بی حجابی ، طعمه شان میشوی …
گفت: پسرها چقدر چشم ناپاک شده اند …
یک بار پشت سرش راه افتادم …
در کوچه اول ، پسر جوانی ایستاده بود !
تا نگاهش به او و مانتوی تنگش افتاد
نیشخندی زد و به سر تا پای اندام دختر خیره شد …
همان پسر ، وقتی من از جلویش عبور کردم …
سرش را پایین انداخت و سرگرم گوشی موبایلش شد !
در کوچه دوم که کمی هم تنگ بود …
چند پسر در حال حرف زدن و بلند بلند خندیدن بودند
دختر که نزدیکشان شد ، نگاه ها همه سمت اندام …
و موهای بلند دخترک چرخید.
یکی از پسر ها نیشخندی زد
و دیگری کاغذی را در کیف دختر انداخت.
تنه دختر ، هنگام عبور از آن کوچه تنگ به تنه پسر ها خورد !
همان پسر ها ، وقتی من نزدیک شدم …
راه را برای عبور من باز کردند و صدایشان را پایین آوردند.
و همینطور در کوچه سوم ، خیابان ، بازار و...❌اصلا قبول چشم ها همه ناپاک⬅اما توچرا با بی حجابی ، طعمه شان میشوی …
- ۵۴۳
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط