تا فریاد زدم ای همه هستی من دوست دارم

تا فریاد زدم ای همه هستی من دوست دارم
دگر آدم قبل نبود فهمید دوستش دارم بهانه پشت بهانه سودای رفتن داشت پای رفتن داشت فقط منتظر بود که بفهمه واقعا دوسش دارم مطمئن که شد خاطر خواهش شدم کوله بار سفر بست رفت دگر دلش پیش من نبود رفتن را انتخاب کرد فقط میخواست بره کجا معلوم نبود فقط بره و منکه دلم را باخته بودم متعجب از رفتارش حال که گفتم دوستش دارم رفت چرا وقتی فهمید دلم بند به نفس هاش رفت چرا تا فهمید عاشقم رفت عشقم را سخره گرفت یا مرا در من چه دید که فکر کرد محکم پا برجا خواهم ماند وقتی برود
قلبم بازیچه بود یاخودم عشقم دروغ بود یا دوست داشتنم کدوم نمیدانم
گیجم واقعا گیجم ساعت ها ثانیه‌ها ماه ها سال ها از رفتنش میگدزد ومن هم چنان گیج رفتنش هستم رویای داشتنش را داشتم رویایی که فقط یه سراب بود یه سراب وسط این دنیا وسط قلبم...
کاش میشد دلیل رفتنش، دوست داشتنم نبود! کاش، دلیل رفتنش را می‌دانستم
کاش میشد ساعت های،بیشتری در چشمانش غرق میشدم
کاش میشد بازم هم ببینمش
کاش میشد رویای با او بودن را نقاشی کرد
کاش میشد تصویرش را در قلبم طراحی میکردم
کاش میشد هرگز آدم رفتن نبود
دلنوشته ازخودم
ساعت ۲۳:۴۹
۱۴۰۱/۴/۶
دیدگاه ها (۲)

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

پرنسس ناخواسته

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

p4

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

چند پارتی یونگی

چند پارتی (درخواستی)

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط