تناسخیکمافیا

#تناسخ_یک_مافیا
#part1


( فلش بک سمت تهیونگ توی عمارتش)
تهیونگ: همه بادیگاردا رو جمع کن باید بریم سراغ یکی از دوستای قدیمی ( بادیگارد نزدیکش)
+:بله جناب کیم ( چند مین بعد)
تهیونگ: چیشد
+: همه آماده ان جناب کیم
تهیونگ: پس بریم
+: چشم
( فلش بک توی حیاط)
+: بفرمایین ( در ماشینو باز کرد)
تهیونگ: اوک
+: آقای کیم مطمعنین می‌خواین برین پیشش
تهیونگ: آره ( سرد، جدی)
+: ا..اماا
تهیونگ: اما چی ، ادامه بده
+: قربان اون یکی از مافیا های بزرگ کره ست
تهیونگ: من کیم؟!!( خشن،جدی)
+: ....
تهیونگ: آفرین پس ساکت باش
+: چشم

( فلش بک سمت ات)
ات: از خواب بلند شدم همه بدنم کوفته بود ، دیشب خیلی توی بار خسته شده بودم آخ
ر.ا :( همون رفیق اته) پاشو خوابالو
ات: آه ول کن منو خسته ام
ر.ا: پاشو میگم میدونی ساعت چنده
ات: چندههه
ر.ا: خودت ببین ، آماده شو وگرنه دیر می‌رسی رییست رو نمیشه جم کرد
ات: اوف باشه
ر.ا: آفرین پاشو
ویو ات: بلند شدم و رفتم یه دوش چند مینی گرفتم آخ خیلی بدنم درد می‌کنه
آماده شدمو رفتم پایین با رفیقم یه چیزی خوردیم
ر.ا: چته؟
ات: بدنم درد می‌کنه
ر.ا: دیشب زیادی خودتو خسته کردی خب بیا کمی شونه هاتو ماساژ بدم ( در حال ماساژ دادن)
ات: وای تو نگران منی جنتلمن ( کیوت)
ر.ا: عههه ، بیخیال من میرم سراغ کارم
ات: میموندی
ر.ا: نخیر میرم
ات: مراقب باش ( ر.ا رفت)
ویو ات: رفیقم رفت منم غذا مو خوردم و رفتم سمت بار

( فلش بک سمت تهیونگ)
+: قربان
تهیونگ: چیه ؟
+: ر.رسیدیم
تهیونگ: اوه خیلیم عالی بزن بریم
+: میخوایین کمی بیشتر در موردش فک کنین
تهیونگ: نه ( سردو جدی)
+: چشم بفرمایین بریم
تهیونگ: بریم ، چه بار خفنی
+: بله اینجا برای خودشه
تهیونگ:( نیشخند) خوشم اومد بریم
+: چشم

( پرش زمانی به داخل بار )
شوگا: چیشده؟
کارمند: قربان یکی اومده که باید خودتون برین
شوگا: یعنی کیه !
ویو شوگا: رفتم سمت در ورودی که ....
شوگا: ت.تو؟!
.
.
.
.
اینم از اولین پارت خدمت نگاهتون
دیدگاه ها (۱)

#تناسخ_یک_مافیا#Part2شوگا: ت. تو؟!تهیونگ:( لبخند الکی) مشتاق...

#تناسخ_یک_مافیا#part3~امارت تهیونگ~تهیونگ: آخیش ، خودشو اندا...

#تناسخ یک مافیا

[love triangle][مثلث عشقی] P4(فلش بک) ات: ست بیول میای بریم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط