تناسخیکمافیا
#تناسخ_یک_مافیا
#part3
~امارت تهیونگ~
تهیونگ: آخیش ، خودشو انداخت رو مبل داخل هال
+: خیلی خسته بنظر میرسید
تهیونگ: آره خسته ام ، و ها جیمین کی میاد؟( جیمین برادر تهیونگه)
+: قربان اطلاعی ندارم
تهیونگ : از چی اطلاع داری تو ، برو بگو واسم قهوه بیارن
ویو +: سرمو تکون دادم و رفتم ، نمیدونم انگار چیزی ذهن رییسو به خودش مشغول کرده بود اما نمیدونم چی
ویو تهیونگ: پس اون دختره کارمند کوکه ، اگه بهش بتونم نزدیک بشم خوب میشه
+: قربان ، قربان ؟؟ قربان صدامو میشنوین؟
تهیونگ: ها ، چی شده؟
+: هواستون اینحاست؟
تهیونگ: آره آره ، قهوه مو بده برم سر کارام
+: چشم
تهیونگ: و ها
+: بله
تهیونگ: آدرس ، مشخصات ، وضع زندگی همه چی رو راجب اون دختره میخوام ، فقط اینو میدونم اسمش اته
+: چشم قربان ، ولی چرا مشخصات این دختره رو میخوایین؟
تهیونگ: کاریت نباشه ، میخوامش دیگه
+: اوکی
تهیونگ: آره حالا هم برو سر کارت
(+ رفت )
~بار جونگکوک~
کوک: آیششش ، اومد دهنمو درگیر کرد رفت مَردَک رِقت انگیز
شوگا: کوک
کوک: ها شوگا ، خوبی ؟
شوگا: آره تو اوکی ایی؟
کوک: آره
شوگا: اوک خوبه ، چی بهت گفت ؟
کوک: درمورد حسابای قدیمی حرف زد مثل همیشه
شوگا: آها ولی تنها اتفاق بدی که افتاد این بود که اون تهیونگ ، اتو دید
کوک: آه ، آره کاش نمیدید
شوگا: آره دقیقا
کوک: ازین به بعد مراقب ات باش ، بِبَرش و بیارش فهمیدی
شوگا: اوکیع
کوک: آفرین ات مثل عضوی از خانواده منه نباید آسیبی ببینه
شوگا: درسته
کوک: آره ، خب برو سر کارت ، زیادی ذهنمونو مشکل نکنیم
شوگا: اوک ، قراره امشب یه بار شراب بیاد دستمون
کوک: خیلیم عالی ، محموله هارو صحیح و سالم بگیر و بیار
شوگا: باشه من رفتم
کوک: به سلامت
ادامه دارد .....
#part3
~امارت تهیونگ~
تهیونگ: آخیش ، خودشو انداخت رو مبل داخل هال
+: خیلی خسته بنظر میرسید
تهیونگ: آره خسته ام ، و ها جیمین کی میاد؟( جیمین برادر تهیونگه)
+: قربان اطلاعی ندارم
تهیونگ : از چی اطلاع داری تو ، برو بگو واسم قهوه بیارن
ویو +: سرمو تکون دادم و رفتم ، نمیدونم انگار چیزی ذهن رییسو به خودش مشغول کرده بود اما نمیدونم چی
ویو تهیونگ: پس اون دختره کارمند کوکه ، اگه بهش بتونم نزدیک بشم خوب میشه
+: قربان ، قربان ؟؟ قربان صدامو میشنوین؟
تهیونگ: ها ، چی شده؟
+: هواستون اینحاست؟
تهیونگ: آره آره ، قهوه مو بده برم سر کارام
+: چشم
تهیونگ: و ها
+: بله
تهیونگ: آدرس ، مشخصات ، وضع زندگی همه چی رو راجب اون دختره میخوام ، فقط اینو میدونم اسمش اته
+: چشم قربان ، ولی چرا مشخصات این دختره رو میخوایین؟
تهیونگ: کاریت نباشه ، میخوامش دیگه
+: اوکی
تهیونگ: آره حالا هم برو سر کارت
(+ رفت )
~بار جونگکوک~
کوک: آیششش ، اومد دهنمو درگیر کرد رفت مَردَک رِقت انگیز
شوگا: کوک
کوک: ها شوگا ، خوبی ؟
شوگا: آره تو اوکی ایی؟
کوک: آره
شوگا: اوک خوبه ، چی بهت گفت ؟
کوک: درمورد حسابای قدیمی حرف زد مثل همیشه
شوگا: آها ولی تنها اتفاق بدی که افتاد این بود که اون تهیونگ ، اتو دید
کوک: آه ، آره کاش نمیدید
شوگا: آره دقیقا
کوک: ازین به بعد مراقب ات باش ، بِبَرش و بیارش فهمیدی
شوگا: اوکیع
کوک: آفرین ات مثل عضوی از خانواده منه نباید آسیبی ببینه
شوگا: درسته
کوک: آره ، خب برو سر کارت ، زیادی ذهنمونو مشکل نکنیم
شوگا: اوک ، قراره امشب یه بار شراب بیاد دستمون
کوک: خیلیم عالی ، محموله هارو صحیح و سالم بگیر و بیار
شوگا: باشه من رفتم
کوک: به سلامت
ادامه دارد .....
- ۲.۷k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط