{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(گذشته روباه و اینده روباه ) پارت 4

(گذشته روباه و اینده روباه ) پارت 4
ناروتو هم قبول کرد
فردا
از دید ناروتو :یه بوی خوب میاید
و صدای خنده
قضیه چیه
هرچی که هست نمیخوام این احساس تموم شه
یهو یه صدایی شنیدم که میگه ناروتو..ناروتو .. بیدار شو غذا امادست
بیدار شدم دیدم بوروتوعه داشت صبحونه درست میکرد
هیماری و کاواکی هم داشتن میز رو میچیدن
پا شدم و دست صورتم رو شستم
بوروتو :خیله خب اینم از غذا بفرمایید
هیماری اروم گفت :یه طوری میگه انگار خودش درست کرده بعدش اروم خندید
بوروتو :ه.ها. ها پس چی واضح که خودم درستش کردم
ناروتو و کاواکی خندیدن
بعد از صبحونه ناروتو گفت ما قراره بریم تفریح شما هم میاین؟
بوروتو :اره 😁
بعد رفتن
تو تفریح نجی و ساسکه و ساکورا و هیناتا بودن
( برو تو اینا هدبدنشون رو قایم کرده بودن )
بعد هیناتا گفت :

دستم داره میشکنه و دیگه ایده ندا م بقیه‌ش تا پارت بعد
دیدگاه ها (۶)

(گذشته روباه و اینده روباه) پارت 5هیناتا :ن ن نا ناروتو کون...

پارت 6 رو طولانی تر میکنم 😁😁🩷🩷

(گذشته یه روباه و اینده ی روباه) پارت 3بعد بوروتو گفت :الفرا...

پارت 3 و 4 رو امروز میزارم شاید پارت 5 روهم گذاشتم 😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط