{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

FATE

FATE
Part 2

وقتی حرفاشون رو شنیدم یهو استرس وارد بدنم شد!
اگه منو به عنوان برده انتخاب کنه باید چه غلطی کنم؟؟؟!!
هوففف نفس عمیق...نفس عمیق... دختر آروم باش ، آخه کی تو رو به عنوان برده انتخاب می‌کنه ؟
سعی کردم با این حرفا خودم رو آروم کنم که استرسم بد تر شد!

۶ غروب

خب بار الان باز شده ولی هیشکی هنوز نیومده... عجیبه! البته ممکنه که جئون برای امروز بار رو اجاره کرده

توی فکرام بودم که یهو دیدم دو تا ماشین مشکی دم در بار پارک کردن

احتمالا خودشه!
همه خدمت کارا صف شدن و منم رفتم توی اون صف که دیدم جئون از ماشین پیاده شد...

چرا اینقدر جذاب و خوشتیپه؟؟؟
دختر این چه حرفیه آخه!

همه خدمت کارا تعظیم کردن و منم برای این که ضایع و تابلو نشم احترام گذاشتم
با چشمای مشکی و سردش به ما نگاه کرد

یه لحظه تنم لرزید... الان داره به من نگاه می‌کنه ؟؟؟
اگه اینطوریه که گاوم زاییده !!!
یه ذره بدون اینکه ضایع بازی در بیارم به نگاهش دقت کردم...
آخیش داره به یونا (بغل دستی کریستینا) نگاه می‌کنه
خیالم راحت شد!
توی همین حین دیدم که رییس داره میاد استقبال جئون

با کمی هول شدگی گفت:
خوش اومدید جناب جئون

عجب پاچه خواریه!

و جئون بدون نگاه کردن بهش رفت روی مبل یه نفره که نزدیک سکو رقص بود نشست...

واییی ضایع شدی رییس عزیز تر از جونم؟؟؟
اینا جواب همه اون تنبیه و دعوا هایی که باهام میکردی
ههه کارما زد به کمرت... خوبت شد؟

یهو رییس گفت که بریم توی اتاق پرو تا لباسای مخصوصی رو بپوشیم

لباسای مخصوص دیگه چه صیغه ایه؟؟

خلاصه که رفتیم توی اتاق پرو که بعلههه همون‌طور که انتظار داشتم منظورش از لباسای مخصوص دو تیکه پارچه اس که نمیشه حتی بهشون گفتم لباسای باز!!!

خلاصه که من سعی کردم پوشیده ترین شون رو بپوشم ولی بازم خیلی باز بود

یهو در باز شد و رییس اومد:
حواستون رو جمع کنید و سوتی ندید
تا میتونید عشوه بیاید تا یکی از شما رو انتخاب کنه... حالا هم میتونید برید!

از اتاق پرو خارج شدیم و رفتیم روی همون سکویی که جئون جلوش نشسته

خیلی استرس دارم حالا چیکار کنم؟؟؟

همگی رفتیم روی سکو و همه مون داشتیم عشوه میومدیم جز من!
رییس به من نگاهی کرد و با نگاهش بهم فهموند که داری چه گوهی میخوری؟

خب چیکار کنم؟؟؟ من که عشوه بلد نیستم... برم اون وسط شیک بزنم آخه مرد حسابی؟؟؟؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

FATEPart 3بهش یه چشم غره رفتم و به جئون نگاه کردم...دیدم دار...

لباس کریستینا که توی اتاق پرو پوشید

FATEpart 1ویو کریستینا "و او نوشت از بدبختی هایش از کم و کاس...

سلام یه فیک نویس تازه کار هستم و قراره یه فیک درباره جونگ کو...

تتو آرتیست من[part⁷]*کوک ویو*وقتی وارد عمارت شدیم، کل مدت ا/...

part 2::ا.ت:سعی داشتم فرار کنم و موفقم شدم اما یهو انگار دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط