{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرشٖب به‌یاد توفقط مستانه هق‌هق میکنم

هرشٖب به‌یاد توفقط مستانه هق‌هق میکنم
رویایِ آغـوشِ تـو را مستِ شقایق میکنم
با لَمس نبضِ دستِ تو قلبم دوباره می‌تَپد!
تا که خیالت می‌رود.. می‌میرم‌ و دِق میکنم
آخر همین شب‌گریه‌ها روزی به دادم میرسد
یکبارِ دیگر من تو را تسخیر و عاشق میکنم
زُل می‌زنم بر ساعتم.. خوابیده بعد رفتنت
این ساعتِ غم دیده را شادِ دقایق میکنم
در امتدادِ نورِ تو ... تا پُشت شب‌ها میروم
با تو سلامِ تازه ای بر صبحِ صادق میکنم
عقلم به دل خندیده وُ گفته مگر دیوانه‌ای؟
روزی به همراهِ دلم.. خنده به منطق میکنم
می‌آیی‌و این گونه‌ها خیسِ‌حضورت میشوند
سر می‌نَهم بر دامنت سُجده به خالق میکنم
دیدگاه ها (۲۹)

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوب...

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم بهر این دیوانه دل گیتار ...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا پید...

دچارت می شود قافیه در اشعار تکراریردیف از عشق می بافد قلم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط