{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم
بهر این دیوانه دل گیتار باید می زدم
جام می برلب بپوشم رخت شادی‌برتنم
طعنه ها بر هستی غمبار باید می زدم
شاعر شیدایم و در بیت بیت هر غزل
نام زیبای نگارم جار باید می زدم
هر شبم مهمان چشمانم شده رویای او
صبح ها من دیده بردیوار باید می زدم
چشم شهلایش مثال شهد شیرین عسل
بوسه بر چشمان این دلدار باید می زدم
عشق پنهان میکنم ازشر بدخواه حسود
چشم شوم حاسدان افسار باید می زدم
لابه لای لحظه های عشق نو بنیاد خود
سجده بر آن لحظه‌ی‌دیدار باید می زدم
دیدگاه ها (۱۶)

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

غزل عاشقانه زیبا.....ديشب از پنجره بوي خوش يارم آمدچه خنك شي...

‍ ‍ ‍ ‍ سوگند🙏 🏻 به قنوت و رکوع و سجود زیبایت،ما بی شکیب تی...

قسمت سی و دوم: نماز قضا توی راه ... توی ماشین ... چشم هام رو...

بد نیست خونده بشه... 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 تا به حال...

مریم سمیع زادگان|  تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخ...

تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه ...

بسم رب الشهدا تقدیم به همسر مهربانم ، عبدالرحیم عزیزسلام ، س...

p³³قسمت ۳۳ : آخرین جنگویو ا/تآسمونِ بروکلین سرخ شده بود.شهر ...

تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط