مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

کنآر پنجره سیگآر میکشید خسته بود آنقدر خسته بود

-کِنآرِ پَنجِره سیگآر میکِشید خَسته بود. آنقَدر خَسته بود که یآدش رَفت بَعد اَز آخرین پُک سیگآرِشو پَرت کُنه پآیین نه "خودشو"!

محفل، این قشنگه!..
دیدگاه ها (۴۲)

ــ جاںٰٰٖٖـم ٹـوییخالـق هر لحظـه از ایـںٰٰٖٖ ع‌ࡄـق پںٰٰٖٖــہ...

NOW•POST🌷Dorsa::چطور شده؟ احساس میکنم رید_مخاطب؟ معلومهډࢪایں...

حواسش نبود بعد از آخرین پک سیگار رو پرت کنه پایین نه خودش رو...

_#سناریو_وقتی از دیوار راست میری بالا*نامجون:ات چیکار میکنی ...

خانه ی هانافو ۶ :شکارچیان نزدیک شدند. کلون‌ها مجبور شدند متح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط