{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه میگفت جز من کسی را دوست ندارد!

همیشه میگفت جز من کسی را دوست ندارد!
میگفت اولین و آخرین نفری هستم که عاشقم شده است!
اما نمیدانم چرا رفتارش،کاراهایَش از جنسِ "عشق" نبود!
می آمد قربان صدقه ام میرفت.
قلبم را به تپش می انداخت..
تا چندروزی خوب بود
و تا دلم خوش میشد میرفت!
تا سه چهار روز پیدایش نمیشد و دوباره همان کار های همیشگی.!
یک جای کار میلنگید
ردِ پاهایِ یک خاطره ای در قلبش جامانده بود...
یادِ لبخندهای یک نفر زنده میشد!
انگار شک میکرد
به خودش...
به عشقش...
به فراموش کردن یک نفر
شک میکرد
میرفت..
میرفت خودش را پاکسازی میکرد دوباره می آمد!
انگار 'استراحت گاه میان راهی' بودم برایش...
هیج وقت شبیه اولین و آخرین عشقش نبودم
یک جایِ کار میلنگید!
پایِ زنده شدن یک عشق این وسط ها بود..
نگذاشت درست عاشقی کند!
نگذاشت درست عاشقش شوم!
یک جایِ کار همیشه میلنگید!
دیدگاه ها (۲)

بَـــــراے ڪَسے بِـــــســـــوز⇩ ڪہ بَراے . . . خـــــاموش ڪ...

حال عجیبی دارد این روزهای من!گیر کرده ام... بین "سـاعتی" که ...

وقتی می بینم نزدیک ترین آدم به مندور ترین است به من..مُردنم ...

کوک شوهر کینه ایPart 1

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 28✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط