مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

کاش دردی رو که از فقدان نبودنت دارم حس میکنم و میشد توصی

کاش دردی رو که از فقدان نبودنت دارم حس می‌کنم و میشد توصیف کرد، مثلا اگه بگم دارم آتیش میگیرم و جیگرم له میشه کم گفتم، یا بگم انگار اسید ریختن توی قلبم و هر روز قلبم در حال ذوب شدنِ کم‌ گفتم، یا بگم من دارم میمیرم، واقعا احساس میکنم هربار که میخوابم آخرین بارمِ هم کم گفتم، کمه، همه‌چی کمه، حتی همین حالا بیای دستم و بگیری بگی همه‌چی یه خواب بود هم‌ کمه، کافی نیست، هیچی کافی نیست.
دیدگاه ها (۰)

ولی سیمین دانشور چقدر قشنگ حرف دلمونو میزنه، اونجا که میگه:«...

ازت عقب موندم و همونجا ایستادم، دیگه ادامه ندادم. من برای مو...

-بسته را باز میکنم،پودری را که روی آینه نشسته فوت می‌کنم و ب...

-تو فقط می‌خوای توجه من رو به خودت جلب کنی،تو قلبم رو نمی‌خو...

پارت پنجاه پنجچی؟چی داری میگی چرت و پرت نگو رام:من سالن اصلی...

رمان بغلی من پارت۱۰۹و۱۱۰و۱۱۱ ارسلان: لبخند خبیثی رو لبم نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط