عشق در تاریکی
عشق در تاریکی 24
<< ویو ا/ت >>
حموم کردم و حوله رو پیچیدم دور سی*نم و از حموم امدم بیرون تازه میخاستم حوله رو بکنم و لباس بپوشم ک در با شتاب باز شد جونگکوک بود
+ جیغغغغغغغغغغ
_ هیییی آروم
+ بروووو بیرووووون
_ مگه نمیدونی اینجا اتاق منه(با نیشخند شیطانی)
درو بست و قفلش کرد وقتی در رو قفل کرد یه لخظه احساس کردم قلبم ایستاد و اروم اروم امد سمتم با اون نیشخندش و منم میرفتم عقب ک خوردم به پایه تخت و امد نزدیک صورتم طوری ک نفساشو حس میکردم
+ برو اون ور ( اروم با صدای لرزان)
_ چیشده ازم میترسی؟ نکنه حرفای دیشبت یادت رفته؟
این چی میگه دیشب مگه چی گفتم
+ خواهش میکنم برو اون ور
یهو ازم فاصله گرفت و جدی شد
_ برو توی حموم لباستو بپوش
بدون هیچ حرفی لباسمو گرفتم و رفتم سمت حموم و در رو بستم وااای قلبم دارم دیوونه میشم این چشه دیشب چی شده خدایاااا
لباسمو پوشیدم و امدم بیرون و دیدم ک نیست آخیششش
رفتم بیرون از ملینا هم عصبی بودم چرا جولوشو نگرفت آخه
رفتم طبقه پایین و دیدم ملینا رو مبل نشسته و تو گوشیشه
+ هییی مگه تو نمیدونستی من تو اتاقم؟
وقتی صدامو شنید بلند شد و برگشت طرفم و یه جورایی با استرس گفت
* بیدار صدای کردم ولی گوش نداد
چیزی دیگه نگفتم و رفتم سمت اشپزخونه
<< پرش شب >>
با ملینا داشتیم فیلم میدیدیم ک زنگ در خوردآجوما باز کرد ک صدا جونیور امد
× ا/تتتتتتت زود باش بیا
منم از خدا خواسته سریع بلند شدم کافشنم پوشیدم و رفتم سمت خروجی
_ میموندین حالا
× نه ممنون واقعا خیلی زحمتتون دادیم
* خدافظ ا/تی جونم
+ خدافظ
با جونیور از خونه امدیم بیرون و سوار ماشین شدیم سکوت عجیبی بینمون بود ک من سکوت رو شکستم
+ اممم داداشی
× خدا رحم کنه باز چی میخای؟
چشم غره ای رفتم و گفتم
+ میخام یه چیزی بگم
× بگو
+ ببین خب من میخام کار کنم
× ا/ت ما چند بار درباره این موضوع حرف زدیم
+ هوووف خب منم حوصلم سر میره دیگه دانشگاه ک نمیرم کار هم نکنم بعد کلا تو اون خونه باشم من نمیخام حونیور میخام کار کنم
× همین ک گفتم نه
+ دیر گفتی چون من دیروز توی سایت اگهی یه شرکت ک نیاز به مدل داشتن پیام دادم و اونا هم قبول کردن پس فردا میرم تا منو ببینن
× چه غلطی کردی؟
+ گفتم دیگه
× ا/ت چه نیازی هست کار کنی ها؟ پول کم داریم غذا بهت نمیرسه آواره ای؟ چیت کمه ک میخای کار کنی؟
+ کلا خونه خونه خونه خوب حوصلم سر میره
<< ویو ا/ت >>
حموم کردم و حوله رو پیچیدم دور سی*نم و از حموم امدم بیرون تازه میخاستم حوله رو بکنم و لباس بپوشم ک در با شتاب باز شد جونگکوک بود
+ جیغغغغغغغغغغ
_ هیییی آروم
+ بروووو بیرووووون
_ مگه نمیدونی اینجا اتاق منه(با نیشخند شیطانی)
درو بست و قفلش کرد وقتی در رو قفل کرد یه لخظه احساس کردم قلبم ایستاد و اروم اروم امد سمتم با اون نیشخندش و منم میرفتم عقب ک خوردم به پایه تخت و امد نزدیک صورتم طوری ک نفساشو حس میکردم
+ برو اون ور ( اروم با صدای لرزان)
_ چیشده ازم میترسی؟ نکنه حرفای دیشبت یادت رفته؟
این چی میگه دیشب مگه چی گفتم
+ خواهش میکنم برو اون ور
یهو ازم فاصله گرفت و جدی شد
_ برو توی حموم لباستو بپوش
بدون هیچ حرفی لباسمو گرفتم و رفتم سمت حموم و در رو بستم وااای قلبم دارم دیوونه میشم این چشه دیشب چی شده خدایاااا
لباسمو پوشیدم و امدم بیرون و دیدم ک نیست آخیششش
رفتم بیرون از ملینا هم عصبی بودم چرا جولوشو نگرفت آخه
رفتم طبقه پایین و دیدم ملینا رو مبل نشسته و تو گوشیشه
+ هییی مگه تو نمیدونستی من تو اتاقم؟
وقتی صدامو شنید بلند شد و برگشت طرفم و یه جورایی با استرس گفت
* بیدار صدای کردم ولی گوش نداد
چیزی دیگه نگفتم و رفتم سمت اشپزخونه
<< پرش شب >>
با ملینا داشتیم فیلم میدیدیم ک زنگ در خوردآجوما باز کرد ک صدا جونیور امد
× ا/تتتتتتت زود باش بیا
منم از خدا خواسته سریع بلند شدم کافشنم پوشیدم و رفتم سمت خروجی
_ میموندین حالا
× نه ممنون واقعا خیلی زحمتتون دادیم
* خدافظ ا/تی جونم
+ خدافظ
با جونیور از خونه امدیم بیرون و سوار ماشین شدیم سکوت عجیبی بینمون بود ک من سکوت رو شکستم
+ اممم داداشی
× خدا رحم کنه باز چی میخای؟
چشم غره ای رفتم و گفتم
+ میخام یه چیزی بگم
× بگو
+ ببین خب من میخام کار کنم
× ا/ت ما چند بار درباره این موضوع حرف زدیم
+ هوووف خب منم حوصلم سر میره دیگه دانشگاه ک نمیرم کار هم نکنم بعد کلا تو اون خونه باشم من نمیخام حونیور میخام کار کنم
× همین ک گفتم نه
+ دیر گفتی چون من دیروز توی سایت اگهی یه شرکت ک نیاز به مدل داشتن پیام دادم و اونا هم قبول کردن پس فردا میرم تا منو ببینن
× چه غلطی کردی؟
+ گفتم دیگه
× ا/ت چه نیازی هست کار کنی ها؟ پول کم داریم غذا بهت نمیرسه آواره ای؟ چیت کمه ک میخای کار کنی؟
+ کلا خونه خونه خونه خوب حوصلم سر میره
- ۲۱۹
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط