{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
گفتی سکوت، که ستاره‌ها همه‌خاموش شدند
مهتاب‌وعشق، پاییز ومهر همه‌فراموش شدند

گفتی‌برو که‌نگاهم، به‌توغریب‌ودل نا آشناست
خورشید‌غروب‌کرد وعاشقان به‌غم‌آغوش شدند

گفتی که‌ خاطرات تو‌، همه سوخته‌ اند در دلم
کوچه‌های‌ تنهایی، به هجر تو مدهوش شدند

گفتی مرا امید به عشق نیست، بگذار و بگذر
قلبم شکست و اهل‌عالم همه درخروش شدند

گفتی‌دروغ‌است‌‌وصل، نیست‌چیزی‌بجزهوس
جانم به لب رسید و لب‌ها همه خموش شدند

گفتی که رقص چشمت، نگاه سرد پاییز است
سوخت نگاه‌من، چوابر به‌باران منقوش شدند
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۶)

بوسیدن لب‌های تو ‌چون شیر وشراب استبوییدن توقنچه گل‌ مریم تن...

...من همان کوه یخم در تب تو آب شدمبـستر رود تنــت بــودم و ت...

...گفتم به فدای دل تو هر چه که دارم حتی تب یک شعر و غز...

...دل بـی‌قرار تـوست قـدم بـه خـانـه‌ام بگذارچشم در انتظار ت...

...دل‌تنگ توام قبله آماج منی ای گل ماهممعشوق منی چـون غزلی چ...

...امشب در این لحظه‌های بی‌قراریم بیادر این‌ساعات پر ز ناله‌...

...آشفته‌کردی موی‌خود با ما چه‌ها نمی‌کنیبا خط ابروهای خود ج...

...امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شددر سکوت از تب این هجر ف...

لب مست تو عجب شربت نابی دارد ساحل چشم تو اما چه شرابی ...

...با من بمان که بی تو این بهار نمی‌خواهمدر هجـر مـی‌سـوزم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط