اگر عمری بود من را ز کویت یار خواهم رفت
اگر عمری بود من را ز کویت یار خواهم رفت
اگر دیوانه و مجنون وگر هشیار خواهم رفت
اگر دردم فزون گردد دلم غرقاب خون گردد
تحمل کن زکویت با تنی تب دار خواهم رفت
کفاف بودنم را کی تحمل میکند عــــــــــــــمرم
غریب و خسته از درد و غم بسیار خواهم رفت
قسم بر رنگ گیسویت که همچون شام من تاراست
اگر دل در غم هجر تو گرید زار خواهم رفت
تو از جنس بهارانی خزان را با تو کاری نیست
تو با یاران سفر کن من پی اغیار خواهم رفت
اگر دیوانه و مجنون وگر هشیار خواهم رفت
اگر دردم فزون گردد دلم غرقاب خون گردد
تحمل کن زکویت با تنی تب دار خواهم رفت
کفاف بودنم را کی تحمل میکند عــــــــــــــمرم
غریب و خسته از درد و غم بسیار خواهم رفت
قسم بر رنگ گیسویت که همچون شام من تاراست
اگر دل در غم هجر تو گرید زار خواهم رفت
تو از جنس بهارانی خزان را با تو کاری نیست
تو با یاران سفر کن من پی اغیار خواهم رفت
- ۳۲۲
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط