{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمایه تار من به دفتر خاطرم

چشمایه تار من به دفتر خاطرم

یه نگاه پره اشک به عکسایه سابقم باز

این تیکه شعرم میزنم تقدیم با نفرت

به مخاطب خاص که هر جایی نشستیم

گفتیم یکی از ماست

لیاقت نداشت

تیم دو نفره بودیم اما قوی بودیم

بیخیال اینا همه اینا کنار شاید این

چیزارو اون بالا سریه خواست کنار من

حس قدرت بگیری و با هر غریبه زود نخ صحبت بگیری

وقتی دو تا مثل خودت بهت پروبال دادن

             بیای تو رو خودم فاز جرعت بگیری
دیدگاه ها (۸)

روزگار عجیبیست :'(. . . . . . . همین. خواستم در جریان باشین:...

مــــــــا کِــــــــــهــــ صِـــــــداش مــــــــــــی کُـ...

♪چقدر سختھ♬وقتے دلت گرفتھ♪بیخودے بھ♬گوشیت زل بزنے♪درحالے کھ ...

in BousHehRღ

ببین هرچقد ورق میزنم تموم نمیشه هه خاطر...

عشق و نفرت_قسمت دهم

فن فیک کد خودکشی "پارت ۸"

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

RebelMedius

RebelMedius

RebelMedius

RebelMedius

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط