نویسنده dLyn | 𓍯 ✎
نویسنده dLyn | 𓍯 ✎
ســـــــلام؛ رمان " Blood Chains " به پـــایـــان رسید امـا من اومدم با یه رمان جدید به اسم " Taj’s Doppelganger " که امیدوارم مثل قبلی دوست داشته باشید. خب بریم برای معرفی.
ـ ـ ـ
⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆
در قصری که دیوارهایش از رازهای پنهان لبریز است، مرز میان “بودن” و “نمایندگی کردن” به باریکی یک تیغ است.
زمانی که فرشتههای صلح قرار است با پیمان ازدواج در میان دو پادشاهی گره بخورند، حقیقتی تاریک در سایههای قصر جوانه میزند. وقتی ستارهای که قرار بود روشناییِ این پیمان باشد، ناگهان در تاریکی خاموش میشود، خلأ بزرگی به جای خود باقی میگذارد… خلئی که میتواند جنگی خونین را به پا کند.
اما برای حفظِ آرامشِ شکننده، یک نقشِ جدید طراحی شده است. نقشهای که در آن، یک روحِ بینام و نشان، باید جامهٔ شکوه و قدرت بپوشد. او باید در چشمهای تیزبینِ یک شاهزاده، حقیقتی را پنهان کند که میتواند همهی جهان را به آتش بکشد.
او نه یک ملکه است، نه یک پرنسس و نه یک قهرمان؛ او تنها کسی است که باید در میانهی این بازیِ خطرناک، ماسکِ حقیقت را بر چهره بزند.
یک قدم اشتباه، یک نگاهِ نافذِ بیش از حد، یا یک لرزشِ ناخواسته در صدا… کافی است تا زنجیرههای حقیقت، گلویش را بفشارند.
او وارد قصری میشود که در آن هر لبخند، یک فریب است و هر بوسه، یک آزمونِ بقا. آیا او میتواند در میانهی این نمایشِ دروغین، از خود میان برخیزد؟ یا در نهایت، خودش بخشی از همان دروغی میشود که برای زنده ماندن انتخاب کرده است؟
در Taj’s Doppelganger، حقیقت تنها یک افسانه است و بقا، تنها هنری که باید آموخت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...
اسم | Taj’s Doppelganger ( همزاد تاج )
اینم مثل قبلی از " جونکوک " هست و ایندفعه از خود اسمش استفاده میکنم
منتظر باشید..
برای آپلود این رمان ۳۰ لایک ۳۰ کامنت ۲۰ بازنشر..
ســـــــلام؛ رمان " Blood Chains " به پـــایـــان رسید امـا من اومدم با یه رمان جدید به اسم " Taj’s Doppelganger " که امیدوارم مثل قبلی دوست داشته باشید. خب بریم برای معرفی.
ـ ـ ـ
⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆
در قصری که دیوارهایش از رازهای پنهان لبریز است، مرز میان “بودن” و “نمایندگی کردن” به باریکی یک تیغ است.
زمانی که فرشتههای صلح قرار است با پیمان ازدواج در میان دو پادشاهی گره بخورند، حقیقتی تاریک در سایههای قصر جوانه میزند. وقتی ستارهای که قرار بود روشناییِ این پیمان باشد، ناگهان در تاریکی خاموش میشود، خلأ بزرگی به جای خود باقی میگذارد… خلئی که میتواند جنگی خونین را به پا کند.
اما برای حفظِ آرامشِ شکننده، یک نقشِ جدید طراحی شده است. نقشهای که در آن، یک روحِ بینام و نشان، باید جامهٔ شکوه و قدرت بپوشد. او باید در چشمهای تیزبینِ یک شاهزاده، حقیقتی را پنهان کند که میتواند همهی جهان را به آتش بکشد.
او نه یک ملکه است، نه یک پرنسس و نه یک قهرمان؛ او تنها کسی است که باید در میانهی این بازیِ خطرناک، ماسکِ حقیقت را بر چهره بزند.
یک قدم اشتباه، یک نگاهِ نافذِ بیش از حد، یا یک لرزشِ ناخواسته در صدا… کافی است تا زنجیرههای حقیقت، گلویش را بفشارند.
او وارد قصری میشود که در آن هر لبخند، یک فریب است و هر بوسه، یک آزمونِ بقا. آیا او میتواند در میانهی این نمایشِ دروغین، از خود میان برخیزد؟ یا در نهایت، خودش بخشی از همان دروغی میشود که برای زنده ماندن انتخاب کرده است؟
در Taj’s Doppelganger، حقیقت تنها یک افسانه است و بقا، تنها هنری که باید آموخت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...
اسم | Taj’s Doppelganger ( همزاد تاج )
اینم مثل قبلی از " جونکوک " هست و ایندفعه از خود اسمش استفاده میکنم
منتظر باشید..
برای آپلود این رمان ۳۰ لایک ۳۰ کامنت ۲۰ بازنشر..
- ۲۶۳
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط