{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشان

ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشان
بنشین و تبِ شعر و هوسم را بنشان

نسخه پیچیده ام از پیش، تو هر وعده سه بار
کمی از شربت شیرین لبانت بچشان

یا بمان، جان بده این مُرده ی فاسد شده را
یا برو، روح مرا سمت تباهی بکشان

کوهی و وسوسه ها در تو گدازش دارند
پشت من باش ولی، اینقَدَر آتش نفِشان

یک دو سال است جوانان، همه شاعر شده اند
شک ندارم «تــو» گذر کرده ای از کوچه یشان...
دیدگاه ها (۱۸)

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟ یا دری را شده با س...

چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق آهنگ رفتنت به دلم چنگ می ز...

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط