ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشان
ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشان
بنشین و تبِ شعر و هوسم را بنشان
نسخه پیچیده ام از پیش، تو هر وعده سه بار
کمی از شربت شیرین لبانت بچشان
یا بمان، جان بده این مُرده ی فاسد شده را
یا برو، روح مرا سمت تباهی بکشان
کوهی و وسوسه ها در تو گدازش دارند
پشت من باش ولی، اینقَدَر آتش نفِشان
یک دو سال است جوانان، همه شاعر شده اند
شک ندارم «تــو» گذر کرده ای از کوچه یشان...
بنشین و تبِ شعر و هوسم را بنشان
نسخه پیچیده ام از پیش، تو هر وعده سه بار
کمی از شربت شیرین لبانت بچشان
یا بمان، جان بده این مُرده ی فاسد شده را
یا برو، روح مرا سمت تباهی بکشان
کوهی و وسوسه ها در تو گدازش دارند
پشت من باش ولی، اینقَدَر آتش نفِشان
یک دو سال است جوانان، همه شاعر شده اند
شک ندارم «تــو» گذر کرده ای از کوچه یشان...
- ۷۱۷
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط