{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟
یا دری را شده با سر بزنی ، وا نکنند؟!
پشت در ، بید بلرزی و به جایی برسی
که تهِ فاجعه پرپر بزنی ، وا نکنند؟!
روی یک پله ، درِ خانه‌ی بی‌فرجامی
بتپی، قلب کبوتر بزنی ، وا نکنند؟!
تو بدانی که یکی هست که بی‌طاقت توست
باز تا طاقت آخر بزنی ، وا نکنند؟!
خنده‌ای کردم و گفتم : دل من! گریه نکن
تو اگر صد شب دیگر بزنی ، وا نکنند!
این در بسته ، عزیز دل من! بسته به توست
شده باور کنی و در بزنی ، وا نکنند? !
دیدگاه ها (۶)

عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردنٍ یک عشق یع...

.نمرود من! با دست هایت کوره می سازی؟در بین آغوشت مرا مستوره ...

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

ای پری چهره ترین هیبتِ بی نام و نشانبنشین و تبِ شعر و هوسم ر...

تا حالا آدمِ امنِ زندگی‌ات ناامن شده؟ شده کسی را خودی‌ترین ب...

Anya x Damian پارت۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط