نمیگویم تمام دارایی های دنیا ...
نمیگویم تمام دارایی های دنیا ...
اما حداقل در یک نقاشی سیاه و سفید...یک خیابانش که سهم قدمهای من و تو میشود...اصلا به کسی چه ربطی دارد که من دلم میخواهد شانه به شانه ی تو نه ..که سر برشانه ی تو بگذارم و در خیابان قدم بزنم... چشم تمام سنگفرش های دنیا روشن که حسرت به دل مانده اند تا تصویر عاشقانه ی ما را در کنار هم قاب بگیرند...دعا کن یکی از همین روزهای پاییز باران بگیرد من ترس از خیس شدن .را بهانه کنم و در زیر چتر تو جا بگیرم و تو سرما را بهانه کنی تا من را محکمتر از همیشه در آغوش بگیری....تو فقط دعا کن باران ببارد من بهانه های کنار هم بودن را خودم جور میکنم.....
اما حداقل در یک نقاشی سیاه و سفید...یک خیابانش که سهم قدمهای من و تو میشود...اصلا به کسی چه ربطی دارد که من دلم میخواهد شانه به شانه ی تو نه ..که سر برشانه ی تو بگذارم و در خیابان قدم بزنم... چشم تمام سنگفرش های دنیا روشن که حسرت به دل مانده اند تا تصویر عاشقانه ی ما را در کنار هم قاب بگیرند...دعا کن یکی از همین روزهای پاییز باران بگیرد من ترس از خیس شدن .را بهانه کنم و در زیر چتر تو جا بگیرم و تو سرما را بهانه کنی تا من را محکمتر از همیشه در آغوش بگیری....تو فقط دعا کن باران ببارد من بهانه های کنار هم بودن را خودم جور میکنم.....
- ۱.۲k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط