{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای به رگهایم چنان ..

ای به رگهایم چنان ..
خون گم شده..
همچوبوی گل به گل..
پنهان شه..
دوستت دارم وتو ..
میخواهی مرا..
باز میترسم..
نمیدانم چرا،؟

┅✶❤ ✶┅
دیدگاه ها (۷)

عجب حلوای قندی توامیر بی‌گزندی تو...عجب ماه بلندی توکه گردون...

مانده ام در حسرت دیدار رویت ماه منسوختم در آرزوی، بوسه هایت...

خنده وقتی روی لب های تو جا خوش می کندباز هم از آنچه هستی دلن...

گاه برایـــــتسڪوت می نویســـــمتو بخوان ...تنها تراز تو ،.....

من از چه میترسم؟ از چشمانت آری درست شنیدی از آن دو قهوه ای س...

ای عشق دلگیرم از فصل ها دلگیرم از روزها دلگیرم از شب هایی ک...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط