{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

M family

★M family....
با اخمی که داشت روی کاناپه نشسته بود و به دیوار روبه‌روش خیره شده بود ... حدود سه ساعت بود که بعد از دعواشون ، مینهو از خونه زد بیرون و هنوز برنگشته بود . خیلی از دستش عصبانی بود، بحثشون با چیز واقعا مسخره‌ای شروع شده بود و به طور مسخره‌تری تموم شده بود . با بینیِ قرمز شده و لبای پف کرده و چشمای قرمز از جاش بلند شد و سمت آشپزخونه راه افتاد . با عصبانیت لیوانی از کابینت در اورد و سمت یخچال رفت و لیوانشو پر از آب سرد کرد البته همیشه وقتی عصبانی بود جزو عادتاش بود . درست لحظه ای که لیوانشو روی میز گذاشت با حلقه شدن دستای مردونه‌ی دوست پسرش آگاه شد همیشه بحثا و دعواهاشون با این حرکتش تموم میشد اما .... ایندفعه قطعا اون دختر کنار نمیومد .... پس بدون اینکه به سمتش برگرده شروع به حرف زدن کرد
+اگه فکر کردی اینبار هم دعوامون اینجوری تموم میشه اشتباه فکر کردی لی مینهو
پسر با شنیدن این حرف دوست دختر بی اعصابش گربه ای که پشتش بود رو با یه دستش گرفت و روی میز جلوی چشمش گذاشت . میرا با دیدن موجود نرم و پشمالویی جلوی چشمش مودش صد و هشتاد درجه تغییر کرد و گربه‌ی نرم و پشمالو رو بین دو تا دستاش گرفت و شروع به بالا پایین پریدن کرد
+ وای مینهو این خیلی ناز و بامزستتت
_اوهومم دقیقا عین خودت
+میخوام اسمشو بزارم مینی
میرا در حالی که اسم گربشو پشت سر هم میگفت بینیشو به بینیِ کوچیک گربه‌ی روبه‌روش میکشید و به سمت اتاقش حرکت کرد .
مینهو با تعجب به رفتن دوست دخترش نگاه میکرد و آروم آروم به سمتش حرکت میکرد
_ه‍...هی ... میرا .... قرار نبود منو فراموش کنی دختر جوننن
مینی در حالی که سرش روی شونه ی میرا بود و از پله ها بالا میرفتن میو‌عه غلیظی رو به میهنو کرد و خودشو بیشتر توی بغل دختر جا کرد و مینهو با حسادت به دختری که اون گربه‌ی لوس رو ناز میداد نگاه میکرد
‌‌‌       /⸌ —⸍\
 (˶•ㅅ•˵)      ᵐᵉᵒʷ "
  l       ~乀‌  ᥬ
    し しf_, )ノ
دیدگاه ها (۱۸)

★Psycho....بدون توجه به داد و بیداد های دوست پسرش مشغول نواز...

+اینم من و پیشی . فقط واسه اینکه خستگیت در بره کیم ...بدون ت...

★Older??? بعد از تموم شدن اولین کلاسش وسایل به هم ریخته ی رو...

part three....._هی چیکار میکنی؟ با دیدن دختر که در حال باز ک...

ادامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط