{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه...

تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه...
هوایی شده بره پابوس امام رضا...
اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست...
آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست...
من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم...
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم...
تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما...
یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون...
که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو...
به سیاهی فکر نکن تویه زائری برو...
من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم...
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم ...
دیدگاه ها (۱)

من که توی سیاهیا ، از همه رو سیاه ترم / میون اون کبوترات با ...

برده عمارت جئون

می‌دونی؟ همیشه فکر می‌کردم اگه آدم‌های این شهر چشم‌شون شور ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط