{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک Finding

فیک Finding
پارت2:
با وسواس لکه آخر خون رو با پارچه پاک کرد و زیر لب همچنان غر میزد و به زندگیش لعنت فرستاد «خدا لعنتت کنه کیم فاکینگ تهیونگ، آخه منو چه به این کارا؟؟»
یکی بهش نمیگفت خب چرا نمیری تو روش بگی؟ محض رضای خدا جین هر چقدرم پر رو و رک بود ولی زبونش در مقابل تهیونگ لال میشد.
از طرف دیگه هم تهیونگو دوست داشت و نمی تونست بهش بگه بس کنه یا این کار ها رو بهش واگذار نکنه چون میدونست تهیونگ بجز اون به کسی اعتماد نداره و اگه جین هم از زندگیش بره معلوم نیست تهیونگ به چه هیولایی تبدیل میشه
سعی کرد افکارش رو دور بریزه و روی کارش تمرکز کنه وگرنه اگه تهیونگ میومد و میدید کارش تموم نشده حسابی عصبانی میشد.
اثرات صحنه جرم رو هم پاک کرد و از اون خونه خارج شد
سریع سوار ماشینش شد و به طرف خونه اش رفت
وقتی رسید مستقیم رفت زیر دوش داغ و اهمیت نداد که آب رو درجه آخر داغیه
با وسواس بدنش رو چنگ میزد تا اون حس لعنتی از بدنش بیرون بره
با بدنی بی جون و کبود از حموم بیرون اومد و حوله ای دور خودش بست و روی کاناپه ولو شد، سعی کرد به چشماش استراحت بده
اما با صدای ناگهانی زنگ در چشماشو باز کرد و زیر لب لعنتی به کسی که پشت در بود فرستاد.....
Jk's poy:
باز هم یه روز مزخرف دیگه یه مدتی میشد که شبکه خبر افراد به قتل رسیده رو اعلام میکرد، مقتول امروز اسمش پارک جی هون بود، خدا رو شکر از دوستاش نبود ولی اگه جفتش بود چی؟؟
معلوم نیست چندین نفر به غیر از اینا به قتل رسیدن و از بی کسی، کسی نبود که حتی دنبالشون بگردن.
کوک نمیخواست به روی خودش بیاره اما ته وجودش از اینکه سرنوشتش مثل این فرد ها بشه چی؟
میدونست جیمین هیونگش دنبالش میگرده پس دلیل اصلی ترسش این نبود، اون سالها بود که منتظر نیمه اش بود.
تنها کسی که میتونه چهرش رو ببینه، و اگه اون فرد بین اون مقتول ها بود چی؟
بخاطر اینکه این فکر ترسناک دوباره به سرش سرایت کرد به خودش فحشی داد و سرشو کوبوند به دیوار
«فاک بهت کوک، خیلی احمقی. اصلا نگران نباش، نیمه ات همین بیرون سالم و زنده داره راه میره و اون هم دنبال توعه»
از خوش بینی اش خندش گرفت و مثل همیشه لباس پوشید تا بره بیرون و ببینه بالاخره میتونه پیداش کنه یا نه؟؟

حمایت یادتون نره خوشملا❤🌸
دیدگاه ها (۲)

فیک Finding:پارت3:در رو باز کرد اما با دیدن شخصی که پشت در ب...

تیکه ای از فیک Finding:

فیک Findingپارت 1:چاقویش را در گوشه ای پرت کرد. هنوز 15 دیقه...

خلاصه فیک Finding.به همین زودیا هم شروع میکنم فیک رو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط