{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتم

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتم
به نذر این که می آیی برایت یک غزل گفتم

نگو احساس من گم شد میان ِ خط خطی هایم
که من با خط خوانایی، برایت یک غزل گفتم

تو یک تکرار جذابی که در حدت گرفتارم
من ِ مبهم به گویایی برایت یک غزل گفتم

عجب امشب هوای تو گرفته خواب از چشمم
شبیه قصه، لالایی برایت یک غزل گفتم

بیا ای واژه ی شیرین قلم در دست شیرینت
ردیفی شد تماشایی: "برایت یک غزل گفتم
دیدگاه ها (۶)

دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم هوای جرعه ای از شعرهای تا...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

تقدیر، نه در رمل نه در کاسه ی چینی ست؟!آینده ی ما دورتر از ...

قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنماز غم انگیزی این عشق شکایت ن...

@ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی بر...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

ببين از جنس تنهايي برايت يک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می آیی برا...

عجب امشب هوای تو گرفته خواب از چشممشبیه قصه، لالایی برایت یک...

ببین از جنس تنهایی برایت یک غزل گفتمبه نذر این که می ایی برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط