{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دنیایی که مردانش بنامردی عصا از کور میدزدند*

در دنیایی که مردانش بنامردی عصا از کور میدزدند*
من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم*
دیدگاه ها (۷)

زندگی یعنی سرگذشت برگ جان میگیرد از درخت اما....عاشق پائیز م...

بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به...

سر چه ارزد که نثار قدم دوست کنم*سر متاعیست که هر بی سر و پای...

پل صراط چشمان توست...از چشمت که بیفتم روزگارم جهنم میشود*

کپشن🚨مردی از قوم راپا نویی ۱۳ سال بود که اجازه نمی‌داد همسرش...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط